محمد تقي جعفري
203
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
توجه داريد كه خود خواهى و خودكامگى آنان عرصه را به مردم تنگ مىنمايد . شما يك عمل جارى محصول طبيعت خام بشرى را ملاك حكم و قضاوت خود قرار مىدهيد ، ولى اطلاعى از گروه ديگر انسانها كه عدالتخواه و آزادى - طلب و حقپرستند و همواره در همهء جوامع بطور فراوان وجود دارند ، نداريد . شما اثر سازندهء تعليم و تربيتها را ناديده مىگيريد . ضعف ديد چشمان شما از تماشاى مليونها انسان با فضيلت و شرافت و از ميليونها پرچمداران تحولات سازنده و جانبازان راه انسانيت و شهداى حق و حقيقت باعث شده است كه جز شمشير و زور بازو چيزى ديگر نمىبينيد . با اين مشاهدهء عينى كه در سر گذشت بشرى صورت گرفته و اثبات مىكند كه با خيره شدن به نرون نمىتوان واقعيت سقراط را منكر گشت ، چطور مىتوان تفكرات بد بينانهء ماكياولى را كه كارى جز تيز كردن شمشيرى كه تازان ميدان تنازع در بقاء انجام نداده است ، بعنوان بازگو كنندهء عمل كل انسانها تلقى كنيم اين جمله از نظر جامعه شناسان صاحبنظر بعنوان يك اصل پذيرفته مىشود كه : تاريخ بشرى مبارزه بين حاميان حق و هواخواهان باطل و زورگوئى است . و آن گهى فرض مىكنيم كه ماكياولى جريان عينى زندگى بشر در پهنهء اجتماع را توضيح داده است . آيا توصيف جريان عينى مستلزم دستور به تأكيد و تشديد همان جريان است ماكياولى چرا دستور به ظلم و استبداد و دروغ و حيله و نقض تعهدها مىدهد مگر دستور به بيمارى معالجهء بيمارى است ماكياولى با طرز تفكرات سياسى خود چيزى شبيه به اين مثال را مىگويد . او مىگويد : بيائيد من جوامع انسانى را كه كوههاى آتشفشانى هستند براى شما توصيف كنم ، كوه آتشفشان داراى اين خصوصيات است و اگر آتشفشانى كند هر مقدارى از مواد منفجره اش مىتواند انسانهاى فراوانى را نابود كند . بسيار خوب ، آقاى ماكياولى اولا جوامع انسانى كوه آتش فشان نيستند ، بلكه كوه هائى هستند كه مواد مضره اى را هم در بردارند ، كه ممكن است خطراتى