محمد تقي جعفري
191
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ماكياولى خود ، وضع كليساى آن دوران را چنين توضيح داده است : « ما ايتاليائىها لامذهبى و بدىهاى خود را مديون كليساى رم و كشيشانش هستيم ، ولى دينى بزرگتر نيز داريم ، دينى بزرگ كه موجب فناى ما خواهد شد . و آن اينست كه كليسا كشور ما را هنوز در حال تجزيه نگاهداشته و مسلما هيچ كشورى نمىتواند هرگز به مرحلهء وحدت برسد و شاد باشد مگر آنكه كاملا مطيع يك حكومت گردد ، خواه آن حكومت جمهورى باشد يا سلطنتى ، چنان كه در اسپانيا و فرانسه ملاحظه مىشود . و تنها سببى كه ايتاليائى واجد آن حالت نگشته و تابع يك حكومت جمهورى يا سلطنتى نيست ، همانا كليسا است . . . كليسا نه آن قدر قوى است كه بتواند بر تمام ايتاليا حكومت كند و نه به قدرت ديگرى اجازهء اين مهم را مىدهد و همين نكته موجب آن است كه ايتاليائى هيچگاه قادر به ايجاد وحدت در تحت قيادت يك زمامدار نگشته و هميشه در قيد زنجير عده اى از شاهزادگان و اشراف باقى مانده كه آن قدر موجب انحطاط و تنزل و تضعيف آن گشتهاند كه نه تنها صيدى در برابر بربرهاى نيرومند قرار گرفته ، بلكه در معرض تجاوز هر كسى است كه ميل نمايد به ايتاليا حمله و تجاوز نمايد » ( 1 ) . بنا بر اين توضيحاتى كه ماكياولى در بارهء كليساهاى آن روز مىدهد ، آن كليساها مانند مسجد ضرار بودهاند . مسئلهء دوم - مرام كلى : بدبينى و طرفدارى از ظلم و استبداد و حكومت مطلقهء نامحدود اين مسئله به سه موضوع مهم تحليل مىگردد : موضوع يكم - بدبينى ، چنان كه در مسائل بعدى خواهيم ديد : ماكياولى به طبيعت بشرى بدبين است . اين بدبينى افراطى از كجا ناشى شده است آيا از وضع خانوادگى ماكياولى و چگونگى دوران كودكى و جوانى او تا ما قبل
--> ( 1 ) تاريخ فلسفهء سياسى ج 2 ص 435 نقل از مقاولات ماكياولى در باب كتب تيتوس ليوبوس .