محمد تقي جعفري

180

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كه چون ملاك تمدن انسانى ، تعديل خود خواهى و به حركت در آوردن انسانهاى داراى خود در راه تحقق بخشيدن به « حيات معقول » است ، لذا شماره تمدنهائى كه تا كنون به عنوان تمدن مطرح ميشوند ، بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرند . به همين جهت است كه به نظر ما اجتماعى از انسانها كه به مرحلهء درك « حيات معقول » و كوشش صميمانه در راه تحقق بخشيدن به آن رسيده و با امكاناتى كه دارا هستند ، در به فعليت رسانيدن ابعاد مادى و معنوى خود در دو قلمرو فرد و اجتماع گام برميدارند ، از تمدن حقيقى برخوردارند ، اگر چه از نمودهاى معمولى تمدن اصطلاحى محروم بوده باشند . با تمام جرئت مىتوان گفت : اگر ده فرد از انسان در يك كوير با ارتباط منطق انسانى با يكديگر زندگى كنند و همهء آنان در لذايذ و آلام و موفقيتها و محروميتها شريك يكديگر باشند و هشيارى و وجدان آزاد راهنماى زندگى آنان بوده امتيازاتى را كه بدست مىآورند ، امانتهائى تلقى كنند كه حيات دسته جمعى آنان مالك آن امانتها بوده باشد ، اين ده فرد در سالمترين تمدن زندگى ميكنند ، در صورتى كه زندگى صد ميليون انسان در يك جامعه با تسلط بهمهء ابعاد زندگى و با سيطره بهمهء كرات كيهانى و اعماق اقيانوسها و قلمرو ذرات بنيادين جهان و با داشتن همهء امتيازات زندگى معمولى ، بدون اشتراك با وجدان آزاد در « حيات معقول » از تمدن واقعى محرومند . تعديل خود خواهىها بر اساس جبر تكنولوژى ناآگاه از عناصر تمدن واقعى نيست امروزه وقتى كه قدم بيك جامعهء مغرب زمين يا مشرق زمين مىگذاريد كه داراى نمودهاى تمدن اصطلاحى است ، نظم و ترتيب را در همه جا حكمفرما مىبينيد . كارگاهها ، آموزشگاهها ، مراكز نقل و انتقال ، موزه خانه‌ها ، راهروهاى زير زمينى ، اداره‌ها ، مراكز ارتشى ، معابد ، فروشگاهها ، همه جا و در هر شرايطى نظم دقيق در جريان است ، بطورى كه گوئى در آن مراكز و