محمد تقي جعفري

177

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حيات چه در صورت فردى و چه در حال تشكل جمعى يك اصل كلى و استثناء ناپذير است . حيات پديده ايست كه تكاپو براى جلب عوامل ادامهء خود و دفع هر گونه عامل مزاحم بقاى خود بارزترين مختصات آن است . اين اصل با عباراتى گوناگون مطرح مىگردد : « صيانت ذات » ، « حب ذات » ، « خودخواهى طبيعى » ، « خود داشتن » ، « تكاپو در راه حر است و بقاى حيات » . ما اين خود خواهى را بر دو قسمت مهم تقسيم مىكنيم : 1 - خود خواهى مثبت ( خود خواهى معقول ) 2 - خود خواهى منفى ( كه عامل زوال خود را در خود مىپروراند ) خواص و عوامل اين دو نوع خود خواهى در اين مبحث تدريجا روشن خواهد گشت . حاكميت مطلق اصل خود خواهى كه مورد مشاهده و محصول تجربهء كاملا عمومى است ، چگونه و از چه عاملى به وجود مىآيد ، هنوز در ميان فرضيه‌هاى زيادى غوطه ور است ، تفسير علمى محض در بارهء اين پديده تا كنون ديده نشده است ، به همين جهت است كه بررسى پديدهء مزبور غالبا در مرزى ميان مكتبهاى فلسفى و فرضيه‌هاى علمى صورت مىگيرد . اين پديدهء كاملا اصيل در جانداران غير انسان ، به جهت محدوديت استعدادهاى گوناگون ، بسيار محدود و فعاليت آن در ابعاد اندكى است . لذا دنياى حيوانات نه فرهنگى دارد و نه تمدنى و نه ساير مختصات تكاملى . تنها انسان است كه به جهت داشتن مغز و امكان رشد خود طبيعى به روان و روح ، به كاوش در طبيعت و رابطه با افراد همنوع خود پرداخته ، ابعاد متنوعى از مغز و روان خود را مىگستراند و در نتيجه تمدنها و انواعى از فرهنگها را به وجود مىآورد . در نتيجهء اين كاوشها و ارتباطات پيشتازانه ، خاصيت اساسى حيات را كه « خود خواهى » است ، نه تنها از دست نمىدهد ، بلكه معمولا در پيرو آن فعاليتها ، خود خواهى او نيز وسعت و قدرت و تنوع زيادترى پيدا مىكند . در گذرگاه توسعه و تنوع و اقتدار خواهى ، عوامل محيطى و اجتماعى و آرمانهاى