محمد تقي جعفري
167
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
كه « هستى و خواستههاى تو موقعى رسميت پيدا كند كه من مىخواهم » آيات فراوانى در قرآن مجيد اساسىترين علت فنا و نابودى جوامع و تمدنها را ظلم و تعدى معرفى كرده است . بعنوان نمونه : * ( وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ . فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ) * ( 1 ) ( و بسا جوامعى كه آنها را نابود ساختيم ، بلائى كه فرستاديم . شبانگاه يا موقعى كه در حال گفتگو با يكديگر بودند بر آنان وارد گشت ، در آن هنگام كه بلاى ما آنانرا فرا گرفت ، سخنى جز اين نداشتند كه ما ستمكاران بوديم ) در آيهء زير علت نابودى جوامع و تمدنها را در ظلم منحصر مىنمايد : * ( وَما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي ) * ( 2 ) ( و ما هلاك كنندهء جوامع نبوديم مگر اين كه مردم آن جوامع ستمكاران بودند ) * ( وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ) * ( 3 ) ( ما بطور قطع جوامعى را در گذرگاه قرون پيش از شما به جهت آنكه ستم كردند ، نابود نموديم ) * ( فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَهِيَ ظالِمَةٌ ) * ( 4 ) ( بسا جوامعى را كه ستمكار بودند هلاك ساختيم ) بعضى از ساده لوحان گمان ميكنند كه معناى ظلم عبارت است از قتل عمدى يك يا چند انسان . در اين صورت كشنده ظالم و كشته شده مظلوم مىباشد . يا اين كه ظلم عبارت است از محروم ساختن يك فرد يا يك جامعه از معاش و از محصول دسترنج خود . و بطور كلى اينان خيال ميكنند كه ظلم يك تعدى آشكار به مال و جان و حيثيت يك فرد يا يك جامعه است ، بطورى كه آن تعدى مورد نفرت
--> ( 1 ) الاعراف آيه 4 و 5 ( 2 ) القصص آيه 59 ( 3 ) يونس آيه 13 ( 4 ) الحج آيه 45