محمد تقي جعفري
161
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ساختن احتياجات زندگى و بهره بردارى بيشتر از مغزهاى انسانى و مواد طبيعى در راه فراهم كردن رفاه و آسايش حيات در مسير « انسان محورى » . ملاحظه مىشود كه اين هم يكى از عاليترين عناصر تمدن است كه هيچ بشر آگاه از رسيدن به آن امتناع نمىورزد . 5 - تفسير و توجيه منطقى كارهاى فكرى و عضلانى انسانها كه نمودهايى از انرژىهاى حيات مستهلك شدهء آنان مىباشد . اين عنصر تمدن كه متأسفانه نه تنها از ديدگاه بازدهى طبيعى محض مطرح مىشود و با اين ديدگاه ديگر عناصر تمدن را مختل مىسازد ، اهميتى مساوى اهميت خود حيات دارد و تعميم آن براى همهء جوامع ، مساوى عموميت خود حيات مىباشد . در صورتى كه فرهنگ عبارت است از مقدارى نمودها و فعاليتهايى كه از عوامل اختصاصى هر جامعه اى بروز نموده ، زندگى مردم آن جامعه را رنگ آميزى مىنمايد و اگر فرهنگ يك جامعه مستند به عوامل اصيل حيات انسانى بوده و عنصر پوياى حيات در دو قلمرو انسان و جهان در متن آن فرهنگ ، فعاليت داشته باشد ، اين فرهنگ را مىتوان فرهنگ تمدنزا ناميد . از اين مباحث به اين نتيجه مىرسيم كه تمدن عبارتست از « تشكل هماهنگ انسانها در » حيات معقول « با روابط عادلانه و اشتراك همهء افراد و گروههاى جامعه در پيش برد اهداف مادى و معنوى انسانها در همهء ابعاد مثبت » تعريف تمدن از دو ديدگاه مختلف كلمهء تمدن هم مانند ديگر كلماتى كه باردار مفاهيم ممتاز انسانى مىباشند ، از اختلاف نظرهاى متفكران بر كنار نمانده است . جاى ترديد نيست كه اختلاف مزبور معلول اختلاف در ديدگاههائى است كه عقايد متفكران را در بارهء تمدن از يكديگر جدا مىنمايد . مهمترين نظرات در تعريف تمدن ، دو نظريهء اساسى است كه از دو ديدگاه مطرح شده است :