محمد تقي جعفري
127
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از قبيلهء بنى فراس بن غنم داشتم ) « در چنين موقعيتى كه من دارم اگر آنان را مىخواندى سوارانى از آنان مانند ابرهاى تندرو تابستانى به كمك تو مىشتافتند ) يك هزار سوار كه مطيع رهبر است ، بهتر است از صدها هزار سپاهى كه هر يك از افرادش در خودرأيى غوطه ور است گروهى اندك از مسلمانان صدر اسلام بر سپاهيان و احزاب و قبايل فراوان و از نظر ساز و برگ جنگى آماده تر از مسلمانان پيروز گشتند . زيرا افراد آن گروه همه يكدل و يك جان و داراى يك هدف و پيرو شعار احدى الحسنيين بودند . * ( فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ الله مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْه فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْه فَإِنَّه ) * ( 1 ) ( و آنان كه اطمينان داشتند كه بديدار خداوندى نائل خواهند گشت : چه بسا گروهى اندك كه به گروه زياد ، با اذن خداوندى پيروز گشتند و خداوند با بردباران است . ) در آن هنگام كه وحدت هدف همراه با اطمينان به رهبر راستين و اطاعت از وى با وجدان آزاد ، در گروهى حكمفرما شود ، نه شكست مىخورد و نه احساس شكست مىنمايد ، زيرا افراد چنين گروهى به جهت وحدت هدف و اطمينان به رهبرى راستين با وجدانى آزاد ، از شخصيتى برخوردارند كه شكست و سقوط راهيابى به آن ندارد . هنگامى كه مختصات مزبور واقعا در درون افراد گروهى متشكل بوجود آمد ، سدى شكست ناپذير و منطقه اى محكمتر از هر عنصر پايدار دور شخصيت افراد كشيده مىشود و منطقهء شخصيت را ممنوع الورود در برابر هر عاملى مىسازد ، زيرا بارزترين پديدهء شكست از ديدگاه طبيعى مرگ است ، در صورتى كه مرگ هرگز نمىتواند به منطقهء ممنوعهء شخصيت وارد شود ، لذا همواره اين سپاه متحد پيروزند .
--> ( 1 ) البقرة آيه 249 .