محمد تقي جعفري

113

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مجهز روانهء تيمارستان خواهد گشت و يا او را به دوزخى خواهند فرستاد كه چنگيز و نرون و آتيلا و تيمور لنگ و هيتلر در آنجا به رياست ماكياولى سر ميزگردى نشسته و بر عليه عظماى فرشته صفت انسانها كه اعضاى حزب « ما هستيم » و « ما مىخواهيم » مىباشند ، توطئه چينى مىنمايند . هيهات ، اين بشر چه عرض كنم مسلم است كه ما مطابق اصول اسلامى نمىتوانيم بد بين باشيم ، ولى همان اصول اسلامى بما اين حقيقت را هم تعليم داده است كه * ( إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ( 1 ) ( طبيعت معمولى انسانى قطعا در خسارت است ، مگر آنان كه ايمان آورده و عمل صالح بجا مىآورند ) اگر ما انحرافات و بدبختىهاى انسانهائى را مطرح مىكرديم كه زمامداران حرفه اى و پيشتازان خود محور ادارهء زندگى آنان را در دست داشتند ، اعتراض خوش بينان افراطى منطقى بود و مىتوانستند پاسخ ما را به اين نحو بدهند كه تقصير زمامداران حرفه اى و پيشتازان خود محور بوده است كه مردم را به انحراف كشانده در بدبختىها غوطه ورشان ساخته‌اند . ما از على بن ابي طالب صحبت مىكنيم و آن مردمى را كه در زمامدارى او زندگى مىكردند ، مورد سؤال قرار مىدهيم . اى مردم ، آيا على بن ابي طالب مردى خودخواه است نه هرگز ، زيرا گذشت او از لذايذ دنيا و فداكارىهاى او در راه سعادت انسانها روشنتر از آنست كه نيازى به گفتگو داشته باشد . آيا على بن ابي طالب مالپرست و ثروتاندوز بود نه هرگز . كفن از گريهء غسال خجل پيرهن از رخ وصال خجل شهريار آيا على بن ابي طالب مقام پرست و جاه طلب بود نه هرگز ، زيرا با نظر بهمهء گفتارهاى او كه صدق محض است و با توجه بهمهء شئون زندگى او چه پيش از زمامدارى و چه در دوران زمامدارى ، كمترين حرص و طمعى در مقام

--> ( 1 ) العصر آيهء 1 و 2