محمد تقي جعفري
11
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نشستهاند ) خاصيت اساسى روان آدمى ، پرواز سريع به هدف اعلاى زندگى است پر و بال اين مرغ ابد پرواز را نبنديد آن حقيقتى كه از متن طبيعت ناآگاه بيرون جسته ، فاصلهء قلمرو بيجان را تا قلمرو جاندار كه بسى دور تر از مسافتهاى كيهانى است ، در هم نورديده است ، و همين حقيقت كه از محدودهء حيات كاملا ساده به قلمرو نامحدود روان حركت كرده ، داراى مختصاتى گشته است كه فاصلهء هر يك از آنها با محدودهء حيات ساده ، بيش از فاصلهء متن طبيعت ناآگاه با پديدهء حيات مىباشد اگر طبيعت آزاد خود را از دست ندهد ، به حركت و پرواز خود ادامه خواهد داد . شگفتا ، ناتوانى آدمى از درك و تفسير عظمت روانهاى رشد يافته و عشق او به اشباع خواستههاى مراحل پست حيات ، مانع درك قانونى بودن حركت و پرواز به رشدها و كمالات عالىتر است . گوئى اين آدميان ساده لوح ، غوره هائى هستند كه بايستى به اجبار به سوى انگور شدن حركت كنند اگر حيات در آغاز به وجود آمدنش زنجير عناصر سنگين بار طبيعت را از دست و پاى خود باز نمىكرد ، چگونه مىتوانست وارد قلمرو احساس و خود گردانى و توليد مثل گردد و اگر پديدهء حيات حلقههاى زنجير گرانبار خود را از دست و پاى خود باز نمىكرد ، چگونه امكان داشت « من » را در خود بپروراند و به قلمرو روان بپرواز در آيد چيست امعان چشمه را كردن روان چون ز تن جان جست گويندش روان مولوى اين قانون كلى را فراموش نكنيم كه معناى حركت جز رهائى موجود از زنجير موقعيت خاصى كه در آن قرار گرفته است ، چيز ديگرى نيست . پس در حقيقت حركت يعنى سبكبال شدن موجود براى پرواز از موقعيتى به