محمد تقي جعفري

14

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از علت خود ، احتياج به كار و فعاليت دارد . مثلا يك سيب در شاخهء درخت محصول كار و فعاليتى است كه در درخت صورت گرفته است ، يك عدد استكان كه در اختيار من قرار گرفته است ، به وسيله كار و فعاليت انسان و ماشين به صورت فعلى در آمده است كه امروز من مىتوانم از آن بهره بردارى نمايم . نتيجه اى كه از اين اصل مىگيريم اينست كه هيچ موجودى در اين عالم نيست مگر اين كه از گذرگاه كار و فعاليت عبور كرده به صورت فعلى خود در آمده است . دوم اين كه - ارتباط آن موضوع با من كه هيچ كار و كوششى در بارهء آن انجام نداده‌ام ، انواع گوناگونى دارد : 1 - من كارى انجام داده‌ام كه داراى علتهاى متعدد بوده است و من برخى از آنها را منظور نموده ، ديگر جنبه‌هاى آن را نمىدانستم يا هدفگيرى نكرده بودم . در اين مورد بروز نتايج مغفولهء كار براى من شانس و بخت و اتفاق جلوه مىكند . به عنوان مثال درختانى را در باغچهء حياط مىكاريم و منظور ما استفاده از ميوه‌هاى آنها است . اين كار سه نتيجهء مطلوب ديگر به وجود مىآورد : زيبائى چشم انداز ، لطافت هوا ، و سايه اى كه مورد نياز است . در اين گونه كارها هيچ انسان عاقلى نمىگويد كه من براى به دست آوردن ميوه كار كردم و اتفاقا يا از روى شانس و بخت من ، سايه و لطافت هوا و منظرهء زيبا به وجود آمدند ، بلكه از روى شعور طبيعى هر سه نتيجهء غير منظور را به همان كارى كه در رويانيدن درخت صورت گرفته است مستند مىسازيم . در حقيقت چهار بعدى بودن كار را درك مىكنيم و مىفهميم كه ما مىتوانستيم هر چهار بعد كار مزبور را هدفگيرى نموده نتايج آنها را به علل مشخص آنها منسوب بسازيم . اينست معناى آن بيت كه « مولوى » مىگويد :