محمد تقي جعفري
86
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
گيرى اينان در مقابل فتنهها و آشوبها درست موضعگيرى ماهىگير در مقابل آب گلآلود مىباشد . و چون محور اساسى آنان سود جويى است ، اگر آرامش و سكون اجتماع حسّ سود پرستى آنان را اشباع نمايد ، قهرمانان بىنظير در خواباندن فتنهها هستند و اگر طوفان فتنهها سود آنان را تأمين نمايد ، دلاوران سلحشورى اند براى برانگيختن آشوبها . اين هم يك اصل كلى است كه برخى از اشخاص براى ابراز « من هستم » تا نيستى خود پيش مىروند . آرى : ز ان كه هستى سخت مستى آورد عقل از سر شرم از دل مىبرد مولوى مسئلهء چهارم - گروه بدبينان بدانجهت كه اين گروه همواره عينك بد بينى به چشمان خود زدهاند ، اندك حادثهء فتنه انگيزى را در راه محكم كردن عقيدهء خود استخدام نموده ، دست به فلسفه بافىها زده مىگويند : بفرمائيد ، اينست دليل صحت مدعاى ما كه مىگوييم : بشر سر از طبيعت برنياورده است ، مگر اين كه حق و باطل را در هم بريزد و فتنهها به راه بياندازد . همين حادثه را در نظر بگيريد و به عقب و عقبتر برگرديد ، خواهيد ديد تاريخ بشرى پر از آشوبهاى بى سر و ته است و هر كس كه بخواهد تاريخ بشرى را بدون در نظر گرفتن اين سنت جاريه تفسير كند ، كار بيهوده اى مىكند . اين بدبينان متوجه نيستند يا نمىخواهند به اين حقيقت توجه كنند كه اگر هم خود فتنهها داراى بعد ويرانگرى بوده اصول و قوانين حق و باطل را درهم مىريزند ، با اين حال قدرت سازندهء آدمى را براى بر طرف كردن موانع و سنگلاخهاى حيات بشرى به كار مىاندازند و احساس حق طلبى او را به شدّت بيدار مىكنند و خواب او را به بيدارى و مستى او را به هشيارى مبدل مىسازند . مسئلهء پنجم - گروه خوش بينان اين گروه بر عكس بدبينان ، با نگريستن بوسيلهء عينك خوشبينى ، براى همهء آرامشها و تلاطمهاى حيات بشرى فلسفه هايى آماده كردهاند كه خود را با آنها