محمد تقي جعفري

82

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كه واقعاً در توصيف ارزش و عظمت آنان ابراز ناتوانى مىكنيم ، در مقابل رديفهاى گوناگون آن گروه‌ها كه در گذشته يادآور شديم قرار گرفته‌اند ، مانند بىتفاوتها ، لذت پرستان ، مستان تخديرجو . . . اين پندار بطور قطع باطل است ، گروه ضد اين روشنفكران واقعى روشنفكر نماهايىاند كه انديشه و فعاليتى جز لجن مال كردن آن مقام مقدس ندارند ، زيرا گروه هايى كه در گذشته ياد آور شديم ، ممكن است قيافهء تضاد عمدى در مقابل روشنفكران به خود نگيرند ، و هدفهاى ناچيز خود را با وسايل پست و مناسب با آن هدف دنبال كنند ، در صورتى كه نمايشگران روشنفكرى با به خود بستن روشنايى ، تاريكىهاى خود را به عرصهء اجتماع مىآورند تضاد آنان با روشنفكرى واقعى در اينست كه گروه واقعى روشنفكرهاى روشنگر ابرها و گرد و غبارهاى فضاى اجتماع را بر كنار مىكنند تا مردم خورشيد را ببينند و حيات خود را روشن بسازند ، در صورتى كه روشنفكر نماها يا گرد و غبار مىپاشند كه فضا را تيره كنند و يا سرمه هايى به ديدگان مردم مىكشند كه آنان را از فضاى انسانيت به وسعت كيهان ، به لانهء محقر خفاشان تغيير موقعيت بدهند يكى از عوامل بدبختى حيات اجتماعى مردم اينست كه نام هر گونه اصل شكنى روشنفكرى ناميده مىشود مخصوصا با نظر به حس نوگرايى بشرى كه به عقيدهء ما يكى از عاليترين و سازنده ترين نيروهاى انسانى است ، از اين كلمه نوگرايى چه سوء استفاده‌ها كه نمىشود براى توضيح اين مسئله ، نخست اين حقيقت را كه نوگرايى در متن حيات دينى ما است ، چند بيت زير را از مولوى يادآور مىشويم : هر نفس نو مىشود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مىرسد مستمرى مىنمايد در جسد شاخ آتش را بجنبانى به ساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى خلقت از تيزى صنع مىنمايد سرعت انگيزى صنع نيك بنگر ما نشسته مىرويم مىنبينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش در مستقبل است