محمد تقي جعفري

76

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مثبت ، پديدهء آشوب را تصحيح و تثبيت نمىكند ، بلكه با نظر به ماهيت آن ، و مختصات مفيد و مضرّى كه دارد ، شبيه بيك بيمارى اجتماعى است كه فى نفسه درد آور و ضرربار است . در جنب اين بيمارى انسانهايى مىتوانند با تحقيق در ماهيت و مختصات آن ، همچنين با كوشش براى پيدا كردن درمان آن ، فوايدى را بدست بياورند . دوم - تحولات مفيد بر حال بشرى را نبايد با آشوبها اشتباه كرد ، زيرا تحولات مفيد در حقيقت عبور از موقعيتى پست به موقعيت عالىتر است ، در صورتى كه آشوب عبارت است از بهره بردارى نابكارانه از موقعيت فتنه انگيز كه از اختلاط حق و باطل ناشى مىشود . مسئلهء دوم - عوامل بروز فتنه ها اگر چه طبيعت انسانى به جهت غريزهء خودخواهى ، همواره عامل فتنه و آشوب را در درون خود مىپروراند ، ولى قوانين و مقرراتى كه براى مبانى و شروط زندگى اجتماعى وضع شده‌اند ، از فعاليت غريزهء مزبور براى به راه انداختن آشوب جلوگيرى به عمل مىآورند . از طرف ديگر عامل مذهب و اخلاق كه اساسىترين نيرو براى تعديل خود خواهى محسوب مىشود ، در جلوگيرى از فتنه و آشوب اساسىترين نقش را مىتواند به عهده داشته باشند . ما عوامل انسانى فتنه‌ها را در گروه دوم از مسائل مشروحا بررسى خواهيم كرد ، لذا در اين مبحث مىپردازيم به عوامل موضوع فتنه‌ها كه يكى از آنها عبارت است از اختلاط حق و باطل در يك حادثه يا يك واقعيت . مقصود از اختلاط حق و باطل آن نيست كه اين دو موضوع در يكديگر فرو مىروند و يك پديدهء واحد غير قابل تفكيك به وجود مىآورند ، زيرا اين دو متضاد هرگز يكى نمىشوند ، بلكه منظور نزديك شدن آن دو به يكديگر مىباشد ، بطورى كه اداره كنندگان فتنه و آشوب مىتوانند يكى از آن دو را به وسيلهء تلقين و صحنه سازىهاى هشيارانه حذف و ديگرى را براى مردم ساده لوح جلوه بدهند ، مثلا