محمد تقي جعفري
6
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
به موقعيت جوجه بودن حركت مىكند ، عامل اين حركت ، ذرات داخل تخم مرغ است كه رو به جوجه گشتن مىرود ، اگر چه حركت مزبور بدون هوا و حرارت مناسب كه عوامل بيرونى هستند ، امكان ناپذير مىباشد . در تفسير اين نظريهء سوم ، مطالبى اجمالى و نيمه روشن وجود دارد كه اصل مسئله را به حالت معمائى در مىآورد . راهى كه ما در توضيح و تأييد آن انتخاب مىكنيم ، بدينقرار است : عامل تعيين موقعيت دوم و مشخص بودن در مسير گرديدن ، درونى است ، به اين معنى كه هر موجودى استعداد تعيين موقعيت دوم را در درون خود دارا مىباشد . در صورتى كه حركت در مجراى « گرديدن » بدون مانع باشد ، استعداد همان تعين به فعليت خواهد رسيد ، ولى عامل حركت در آن مسير عوامل و شرايط بيرونى است . بعنوان مثال : تخم گل لادن در مجراى حركت طبيعى خود ، مسير تعين خاص لادن شدن را طى خواهد كرد ، در صورتى كه شرايط و عوامل بيرونى ، هماهنگى طبيعى با استعداد مزبور داشته باشد . درون آدمى كه به مفهوم عمومى قلمرو روانى انسانى گفته مىشود ، داراى استعدادها و هستههاى تعينات متنوع مىباشد . براى حركت و فعليت رسيدن هر يك از آنها ، سه نوع عامل اساسى وجود دارد : نوع يكم - عامل درونى محض كه عبارت است از اراده آدمى . مادامى كه ارادهء به فعليت رسيدن استعدادهاى درونى در يك انسان به وجود نيايد و تقويت نگردد ، تحرك استعداد با هيچ يك از عوامل و شرايط امكان پذير نخواهد بود . نوع دوم - عوامل بيرونى است كه به وسيلهء حواس طبيعى و ساير وسايل ادراك ، وارد قلمرو درون مىگردند و دست به تحريك استعدادها مىزنند . تفاوت انسان با ديگر موجودات ، در پديدهء گرديدن ، اراده است . به توضيح اين كه براى به وجود آمدن تحول در يك موجود غير انسانى ، تنها برقرار شدن ارتباط ميان استعدادهاى درونى و عوامل و شرايط برونى كافى است كه تحول در آن موجود شروع گردد . در صورتى كه استعدادهاى درونى انسانى در عين حال كه در معرض ارتباط با عوامل و شرايط برونى قرار مىگيرد ، ارادهء او مىتواند مقاومت در وى