محمد تقي جعفري
68
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در حالت دوم كه تنها در انسان بروز مىكند ، به اضافهء وجود حالت طبيعى ، نگرانى و هيجان نيز اضافه به آن مىشود و موجب اضطراب سطوح روانى مىگردد . مسلم است كه خطر حياتى و روانى حالت دوم بيش از حالت اول است . براى توضيح مسئله اگر فرض كنيم : موضوع احتياج ما آب است و تشنگى ما [ كه فرضا با رسيدن به صد درجه ، حيات ما را به خطر مىاندازد ] به پنج درجه از صد درجه رسيده است ، هنگامى كه قواى دماغى خود را در پيدا كردن آب متمركز كنيم ، پديدهء تشنگى خود را تشديد مىنمائيم ، اين تشديد كه جنبهء روانى خالص دارد ، فاصلهء آب را هم با ما زيادتر مىسازد . در نتيجه هم به شدت تشنگى خود مىافزائيم و هم فاصلهء آب را از خود دور تر مىسازيم . در صورتى كه اگر آب در دسترس ما قرار گرفته باشد ، حتى با رسيدن تشنگى به 95 درجه هم ، حالت نگرانى و هيجان اضطراب انگيز در ما بوجود نمىآيد . نتيجهء حيات بخشى كه از جمله امير المؤمنين عليه السلام مىتوانيم بگيريم اينست كه اكثر دردها و ناگوارىهايى كه دامنگير انسانها مىباشد ، ناشى از حالت دوم در قلمرو احتياجات مىباشد . يعنى اگر قدرت تحريك احتياج مثلا 1 باشد ، ما انسانها به جهت ناآگاهى به واقعيات مربوط به حيات ، دستخوش تلقينها و تجسيمهاى بىپايهء درونى مىگرديم و در سراشيبى نوميدىها دست و پا مىزنيم . اين دست و پا زدنها نه تنها در رفع احتياجات ما اثرى ندارند ، بلكه قدرتها و استعدادهاى ما را كاهش مىدهند . در صورتى كه اگر آدمى با آگاهى از واقعيات و سنجش احتياجات و قدرت بر طرف كنندهء آنها ، تنها با همان حالت اول ( كه احساس طبيعى احتياج و تكاپوى هماهنگ در راه بر طرف كردن آن ) با نيازمندىها مواجه گردد سرمايههاى روانى خود را بيهوده تلف نخواهد كرد .