محمد تقي جعفري

49

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

است ، ندارد ، مولوى مىگويد : هر نفس نو مىشود دنيا و ما بى خبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مىرسد مستمرى مىنمايد در جسد اين بروز و جريان دائمى حيات و ثبات و پايدارى سطح عميق روان كه در فلسفهء اسلامى تقريبا هفتصد سال پيش گفته شده است ، امروز بوسيلهء گروهى از زيست شناسان مانند اوپارين بعنوان يك كشف علمى مهم وارد معارف بشرى مىگردد : « مواد جسم زنده بىتغيير نمىمانند ، آنها به سرعت زياد شكسته مىشوند ، تا انرژى نهفته شان آزاد شود و بعد ، مواد حاصل از تجزيه شان به محيط پيرامون دفع مىگردند . بدنهاى ما مانند نهرهاى روانند و موادشان بسان آب جويى پيوسته تازه مىشوند » ( 1 ) . باز مىگويد : « اين نوع سازمان حيات را مىتوان به طريقى با سازمان يك اثر موسيقى ، مانند يك سمفونى ، مقايسه كرد كه موجوديت واقعى آن به توالىها و هماهنگىهاى معين تك تك صداها بستگى دارد و كافى است كه اين توالى بر هم بخورد تا در نتيجهء آن ، سمفونى مذكور خراب شود و ناهماهنگى و بىنظمى جاى آن را بگيرد » ( 2 ) . تفسير صحيحى براى ثبات و پايدار بودن واقعيات روان با تحول مستمر حيات ، با هيچ علم و فلسفه اى جز با اين ابيات زير وجود ندارد : قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماه است آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم گر چه مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدل آب اين چو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار

--> ( 1 ) حيات : طبيعت و منشاء و تكامل آن - او پارين ص 57 . ( 2 ) مأخذ مزبور ص 79 .