محمد تقي جعفري

252

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

گفتند : من نمىدانم آن روابط منطقى را كه « ابن خلدون » گفته است ، چرا ابن سينا از او نگرفته است گفتم : آقاى دكتر ، ابن سينا در حدود سيصد سال پيش از ابن خلدون مرده است . و چه ارتباطى با موضوع بحث ما دارد بهر حال برخاستيم و رفتيم . منظور از اين داستان توضيح اين معنى بود كه موضوع يكم در مسئلهء شيوع گستاخى دوران ما در بارهء ارتكاب به معاصى است كه از قصور يا تقصير متفكرنماها سرچشمه مىگيرد كه مىخواهند خود را در برابر احساس مسئوليت اغفال نمايند و يا مربوط به اشتباهات متفكرانى است كه معارف مربوط به روح و الهيات از قلمرو فعاليت آنان بيرون است . موضوع دوم - سوء استفادهء سودجويان و مقام پرستان جوامع كه مذهب را وسيله هدف گيرىهاى خود قرار داده‌اند . با اين كه مذهب با جدّىترين قيافه مخالف خودخواهى و ستمگرى است ، در راه مقاصد شوم خود استخدام نمودند . در نتيجه ساده لوحان هم گمان كردند كه طبيعت مذهب چنين است كه حقوق انسانها را پايمال بسازد و مردم را به دو گروه استثمار كننده و استثمار شونده تقسيم كند در صورتى كه قرآن و همين نهج البلاغه كه مورد ترجمه و تفسير ما است دو كتاب اساسى مذهبىاند كه مىتوان گفت : اساسىترين موضوعاتى كه در اين دو كتاب براى انسانها مطرح شده است : عمل به عدالت و ريشه كن كردن ظلم و انحراف و فساد از جوامع مىباشد . متفكر نماها و سودجويان بايد بدانند كه از كار انداختن مذهب كه براى آنان خوشايند جلوه كرده است ، موجب حيرانى و كلافه شدن ميلياردها نفوس در فلسفه زندگى گشته است . هر معصيتى سقوطى را بدنبال دارد معصيتها و گناهان بر دو نوع عمده تقسيم مىگردند : نوع يكم - گناهانى كه تنها موجب انحراف خود مرتكب شوندهء گناه مىگردند . مانند مىگسارى و قطع رابطه با خدا از راه بى اعتنايى به وظايف مقررهء