محمد تقي جعفري

247

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

من با اعتقاد راستين به انا لله توانسته‌ام از لبهء تيز شمشير لحظات زمان كه حيات مردم معمولى را قطعه قطعه مىكند و به راه خود مىرود ، نجات پيدا كنم . با اين كه گذشت ساليان عمر ، مرا هم مانند ديگران فرسوده و پير و متلاشى مىسازد ، ولى فرسودگى و پيرى نمىتواند از سطح مجاور طبيعت حيات من تجاوز نموده به سطح عميق شخصيت من كه وابسته به ابديت است راه پيدا كند . از طرف ديگر خاصيت اساسى روح آدمى آگاهى از واقعيات است . وقتى كه من بتوانم روح را از تراكم زنگار و لجن خودخواهىها محفوظ بدارم ، و هنگامى كه بتوانم قدم به فوق زمان بگذارم ، درك و شناسايى سرنوشت همهء حيات خود و وضع ديگر انسانها كار دشوارى نيست . چه بايد كرد كه بشر همواره واقعيت را در قياس بازىهاى بى اساس مىبازد : كار پاكان را قياس از خود مگير گر چه باشد در نوشتن شير شير آن يكى شير است اندر باديه وين يكى شير است اندر باديه مولوى 13 ، 14 ، 15 - ألا و انّ الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها و خلعت لجمها فتقحّمت بهم فى النّار ( بشما هشدار مىدهم ، خطاهايى كه مردم مرتكب ميشوند ، چونان اسبهاى چموشند كه خطاكاران سوار بر آنها گشته ، با افسارهايى از دست رفته در بيراهه‌ها و سنگلاخها مىتازند . پايان اين تاخت و تازهاى طغيانگرانه آتش است ) . گنهكاران و پايان سرنوشت آنان يكى از عوامل اساسى رواج طغيانگرىها و بى بند و بارىهايى كه قرن ما را دچار آشفتگىهاى جنون آميز نموده است ، بى اعتنايى به معصيت و گناه است . ما نمىگوئيم كه ارتكاب گناه و غوطه خوردن در معاصى زاييده شدهء قرن ما است ، زيرا از آن هنگام كه اولاد آدم در اين كرهء خاكى زندگى را آغاز كرده‌اند ، گناه و اطاعت به معناى نافرمانى و فرمانبردارى از قوانين تكامل روحى وجود داشته است ، بلكه منظور ما اينست كه در دورانهاى گذشته براى گنهكاران پديده هايى از