محمد تقي جعفري
232
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
براى هشياران اندرزها و تجارب روزگاران جدىترين وسايل خود سازى است حوادث و رويدادهاى دنيا كه در طناب قانون علت و معلول يكى بدنبال ديگرى برمىخيزد و راه خود را پيش مىگيرد ، قاطعانه ترين دليل است براى اثبات اين كه كردارها و انديشهها و گفتارهاى ما نتايج خود را بدون استثناء به دنبال خود مىكشند و ما را در محاصرهء خود قرار مىدهند . با توجه به سرگذشت بشر در تاريخ طولانى كه پشت سرگذاشته است ، حتى ناچيزترين حادثه اى پيدا نمىشود كه معلولى را بدنبال خود نياورد و يا معلول علتى نبوده باشد . يكى از بارزترين انواع زنجير رويدادها ، حلقههاى ظلم و تجاوز به حقوق و حيات ديگر انسانها است كه معلول خود را كه حلقههاى متنوع كيفرها است بدنبال خود مىكشد . دير يا زود ، آگاهانه يا ناآگاه حلقههاى اين زنجير پشت سر هم به دست و پاى تجاوزكاران مىپيچد و آنان را راهى سيه چال سقوط مىنمايد . نابينا آن فرد و جامعه ايست كه ديده از رنگ تند اين زنجير به بندد . ناشنوا آن فرد و جامعه اى كه گوشش از شنيدن حركت پر صداى آن كر باشد . كسى كه شخصيت ندارد ، موضوعى براى تزكيه و سازندگى آن ندارد ، چنين شخصى نيازى به تقوى و خويشتن دارى نمىبيند كه شخصيت خود را از متلاشى شدن در منجلاب فساد و ستمگرى محفوظ بدارد . غافل از آنكه كيفرهاى جبرى فساد و تجاوز پا بپاى او حركت مىكند تا گريبانش را بگيرد و اگر تبهكارىهايش در حدّى از رذالت و وقاحت باشد كه كيفرهاى اين زندگى نتواند انتقام از او بگيرد ، بدون اين كه او را رها كند ، گريبان روحش را پس از جدائى از كالبد تن بدست مىگيرد و شرنگ جانگزاترى را به كام او مىريزد . براستى مگر پاداش فضيلت و عدالت را مىتوان در لذايذ و مزاياى اين زندگى جست كه بتوان كيفر واقعى تجاوز و ستمكارى را در تلخىها و شكنجههاى ناچيز و