محمد تقي جعفري
218
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دين را براى تخدير بينوايان مىساختند و آنان را با وعدههاى بهشت و نعمتهاى اخروى قانع مىساختند تا آنان را بدون زحمت چپاول كنند و دسترنجشان را به يغما ببرند . حالا كه موضوع مذهب چنين است ، پس مذهب افيون تودهها است مىگوئيم : درست است كه چنين سرنوشت نابكارانه اى را در بارهء مذاهب مىبينيم ، ولى فراموش نكنيم كه همهء اصول سازندهء انسانى مانند علم و اخلاق و سياست عادله و مفاهيم آزادى و برابرى و ساير حقايق ضرورى زندگى نيز در دست اغنياء و چشمگيران بچنين سرنوشت شوم دچار شده وسايل قاطعانه براى تخدير و سوء استفادهها قرار گرفتهاند ، آيا يك منطق واقع بينانه مىتواند حقايق مزبور را به جهت آن تخديرها و سوء استفاده محكوم نمايد و آنها را از قاموس بشرى بيرون براند آنچه كه منطق واقعبينانه و تجربى بما مىآموزد ، اينست كه افراد و گروه هايى كه در شرايط معينى در يك جامعه موقعيت دلخواه خود را تثبيت كردهاند ، هدف حيات خود را در ادامهء تثبيت آن موقعيت منحصر مىسازند . طبيعى است كه براى وصول به اين هدف و ادامهء آن ، هيچ واقعيتى را به حال خود نخواهند گذاشت ، بلكه هر حقيقت و واقعيتى را وسيلهء هدف مزبور قرار داده نه تنها از مختصات آن وسايل سوء استفادهها خواهند كرد ، بلكه اگر هدفشان اقتضاء كند كه آن حقايق و واقعيتها را از بين ببرند ، آنها را محو و نابود خواهند ساخت و اگر بخواهند در راه وصول به هدفشان و ادامهء آن ، حقايق و واقعيتها را كم يا زياد كنند ، يا دگرگونىهايى را در كيفيت آنها بوجود بياورند ، فرو گذارى نخواهند كرد ، خواه مذهب باشد ، خواه علم و معرفت و اخلاق و سياست و آزادى و عدالت و برابرى و غيره . اينست منطق واقع بينانه اى كه شناختهاى عينى ما در بارهء انسان و تجربههاى قاطعانه اى ما در بارهء سرگذشت تاريخ او اثبات كرده است . پس در حقيقت ، اغنياء و چشمگيران و كاموران خود محور ، كارى با هيچ حقيقت و واقعيتى ندارند ، جز هدفى كه براى خود در پيش گرفتهاند . و چون مذاهب حقّه