محمد تقي جعفري
212
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در بارهء چه موضوعى انديشيدى گفت : در بارهء خدا . مولانا فرمود : نتيجهء فكرت بكجا رسيد گفت : وجود خدا را با چند دليل تازه اثبات نمودم . مولانا فرمود : ديشب در چه ساعتى از اين تفكرات فارغ شدى گفت : پاسى از شب گذشته بود . مولانا فرمود : ديشب پاسى از شب گذشته بود ، جبرئيل بر من نازل شد و گفت : خدا بر تو سلام مىرساند و مىگويد : از طرف من از آن شخص كه وجود مرا اثبات كرده است ، تشكر كن و من از لطف و محبت او بسيار ممنونم كه مرا اثبات كرده است اين آقايان هم در قضاوتهاى خود ، خدا را ممنون مىكنند و يا او را ناراحت نموده به شب بيدارى مبتلا مىسازند آخر لحظه اى نمىانديشند كه ظلم يعنى انحراف از قانون ، انحراف از قانون يعنى زير پا گذاشتن واقعيات . چگونه تصور مىشود كه خداوند واقعيتى را كه كمترين نيازى به آن نداشت كه بوجود بياورد آن را بيافريند و آن گاه آن واقعيت را ناديده بگيرد اين ساده لوحان ممكن است داراى معلومات و اطلاعات مفيد فراوانى بوده باشند ، ولى اين اصل را در نظر نمىگيرند كه : اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا درست است كه كوه و وضع هندسى آن و صوت و خواص موجى آن ، جلوه هايى