محمد تقي جعفري
208
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
1 - * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ الله لِيَغْفِرَ لَهُمْ ) * ( 1 ) . ( كسانى كه كفر ورزيدند و ظلم كردند ، شأن خداوندى نيست كه آنان را ببخشد ) . 2 - * ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ) * ( 2 ) . ( آنان كه ستم ورزيدند به زودى خواهند دانست كه به چه سرنوشتى دچار خواهند گشت ) . 3 - * ( فَاخْتَلَفَ الأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ) * ( 3 ) . ( واى بر كسانى كه ظلم ورزيدهاند ، از عذاب روزى دردناك ) . 4 - * ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ) * ( 4 ) . ( قطعاً ، ستمكاران رستگار نخواهند گشت ) . اين آيات نمونه اى از گروه آياتى است كه ستمكاران را دور و محروم از بخشايش خداوندى معرفى مىكند . در همين گروه آياتى را مىبينيم كه مىفرمايد : اگر ستمكاران توبه نكنند و ستمهاى خود را جبران ننمايند ، از رحمت الهى بدور و در عذاب ابدى غوطه ور خواهند گشت . ستم عامل سقوط تمدنها و متلاشى شدن اجتماعات در يكى از مباحث گذشته تذكر داديم آن گروه از تحليلگران تاريخ و انديشمندان در فلسفهء آن كه عدالت را عامل اساسى اعتلا و پيشرفت اجتماع نمىداند و در سقوط تمدنها و متلاشى شدن اجتماعات ظلم و ستم را به حساب نمىآورد ، نتايج فكرى آنان ارزش علمى واقعى ندارد ، زيرا با تعريفى كه در بارهء عدالت گفتيم ، اثبات كرديم كه عدالت گردونهء اصلى حيات آدميان است . و چون خاصيت اساسى
--> ( 1 ) النساء آيهء 168 . ( 2 ) الشعراء آيهء 227 . ( 3 ) الزخرف آيهء 65 . ( 4 ) الانعام آيهء 21 .