محمد تقي جعفري

203

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

موقتى بين آنها ايجاد نمايد ، ليكن فقط عقل و حكمت مىتواند اين رابطه را برقرار نگاهدارد » ( 1 ) . از مجموع اين عبارات به خوبى روشن مىشود كه وظيفهء قانونگذار در چه حدى داراى اهميت است ، زيرا چنان كه توضيح داديم ، قانونگذار يعنى تعيين كنندهء قطبى كه راهنمائى كشتى وجود فرد و جامعه را در اختيار خود مىگيرد . ما با اين نظريهء « روسو » كه مىگويد : « به همين جهت از قديم الايام مشايخ قوم و قائدين ملل مجبور شدند به مداخلهء آسمان متوسل شوند ، يعنى خود را مأمور عالم بالا خوانده دستورات عالى را كه زاييدهء فكر حكيمانهء خودشان بود بخدايان نسبت دهند » موافق نيستيم ، زيرا در هر دوره و جامعه اى ، هشيارانى وجود داشته‌اند كه دير يا زود استناد دروغين قانون را به خدا درك مىكنند و ادّعاى استناد دهنده را بر باد مىدهند . و آنگهى « روسو » خود بهتر مىداند كه قوانينى كه اساسش بر دروغ بزرگى مانند اسناد واهى به خدا استوار شود ، از روح حكيمانه اى صادر نمىگردد . بلكه آنچه كه در اين مورد مىتوان گفت اينست كه هر قانون مفيد به حال انسانها كه موجب عدالت صادقانه در رفتار مردم گشته است ، جنبهء الهى دارد ، چه بوسيلهء پيامبران آسمانى ابراز گردد و چه بوسيلهء مردان حكيم . جمله اى كه « روسو » در خلال عبارات فوق مىگويد : « روح بزرگ قانون نويس تنها معجزه ايست كه مىتواند صدق مأموريت آسمانى او را به خلق ثابت نمايد » همين مطلبى را كه گفتيم بطور روشن تأكيد مىكند كه روح بزرگ قانون نويس كه تا سر حدّ اعجاز رسيده است ، رابطه اى با خدا دارد كه مىتواند قانون او را الهى جلوه بدهد . نتيجهء كلى كه از اين مبحث مىگيريم ، اينست كه علت واقعى كه بتواند دليل رشد انسانهاى يك جامعه باشد ، رفتار مطابق آن قانون است كه ناشى از طبيعت و خواسته‌هاى معمولى انسانها نباشد ، بلكه مستند به واقعياتى بوده باشد كه به منبع وجود آورندهء آنها پيوسته است .

--> ( 1 ) قرارداد اجتماعى ص 85 و 86 .