محمد تقي جعفري

165

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ترجمهء خطبهء سيزدهم در سرزنش اهل بصره پس از حادثهء جمل شما اهل « بصره » لشكر زن و پيروان ناآگاه چهار پا ( شتر ) گشتيد . آن حيوان نعره اى زد ، پيرامونش را گرفتيدو هنگامى كه پى شد ( پاهايش را قطع كردند ) ، پا بفرار گذاشتيد . اخلاقتان پست ، پيمانتان سست و شكسته و دينتان نفاق و آبى كه مىآشاميد شور است . كسى كه در ميان شما زندگى كند در گرو گناه خويش استو كسى كه از ميان شما بيرون رود ، رحمت پروردگارش او را دريافته است چنين مىبينم كه مسجد شما مانند سينهء كشتى روى دريا است كه عذاب خداوندى بالا و پاينش را فرا گرفته است و هر كسى را كه در آن است غرق نموده است . [ و در روايتى ديگر : سوگند به خدا ، اين شهر شما غرق مىشود ، تا آنجا كه مسجد شما را مىبينم مانند سينهء كشتى يا شتر مرغى است كه روى سينه در دريا بنشيند . [ و در روايتى ديگر : شهرهاى شما داراى كثيفترين زمين در شهرهاى خداوندى است . نزديكترين شهر به آب و دورترين آنها از آسمان استنه دهم شرّ در شهر شما استكسى كه در اين سرزمين مانده است زندانى گناه خويش است و آنكه از اين سرزمين بيرون رود ، عفو الهى نصيبش گشته استآبادى شما را چنين مىبينم كه آب از همه سو آن را فرا گرفته جز سر ديوارهاى مسجد شما كه مانند سينهء پرنده اى در دريا ديده مىشود ، از شهر شما نمانده است ]