محمد تقي جعفري

149

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و اخلال كه تصور گردد از سطوح ظاهرى شخصيت آدمى عبور مىكند ولى نمىتواند وارد آن منطقه گردد . يك مطالعهء لازم در شخصيت عظماى تاريخ اين معنى را به خوبى اثبات مىكند كه همهء عوامل فساد و فريبكارى و نابينايى و شكست در حيات ، پيرامون آن عظما را گرفته بود ، و چون آنان به وسيلهء هشيارىها و تقوا و هدفگيرى معقول در زندگى ، سد پولادينى دور منطقهء شخصيت خود كشيده بودند ، هيچيك از آن عوامل نتوانست شخصيت آنان را مختل بسازد . بعنوان نمونه آيهء زير را در نظر بگيريم : * ( وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الإِنْسِ وَالْجِنِّ ) * ( 1 ) . ( و بدينسان براى هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم ) . مسلم است كه شياطين انس و جنّ براى مختل ساختن شخصيت پيامبران از هر راهى كه ممكن بود وارد مىگشتند ، ولى چنان كه گفتيم خود آنان به جهت شناخت عظمت شخصيت ، نگهبانى منطقهء شخصيت را به عهده گرفته بودند و خداوند نيز در دفاع از آن منطقه پيروزشان مىساخت . 5 ، 6 - و ايم اللَّه لافرطنّ لهم حوضا انا ماتحه ، لا يصدرون عنه و لا يعودون اليه ( سوگند به خدا ، حوضى براى آنان پر خواهم كرد كه ساقى آن خودم باشم كه اگر وارد آن حوض شوند نتوانند بيرون روند و اگر از آن بگريزند نتوانند برگردند ) . آنان موقعيتى را كه من به وجود خواهم آورد ، قدرت بر هم زدن آن را نخواهند داشت مسلم است كه منظور امير المؤمنين عليه السلام از « آنان » مردم تبهكار و خود كامگان مىباشد كه در آغاز خطبه از آنان به حزب شيطان تعبير كرده است .

--> ( 1 ) الانعام آيهء 112 .