محمد تقي جعفري
142
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اين احساسات خلاف تعقل معمولى است ، بلكه نتيجهء مثبتى براى آنها وجود ندارد . مسئلهء دوم - ارشاد و تعليم و تربيتها در بارهء اصول انسانى است . بدانجهت كه فعاليّتهاى احساساتى افراد ابتدايى پيش از تعقل بروز مىكند و بيش از تفكرات منطقى محض آنان را تحريك و تشويق مىنمايد ، لذا در اين مورد نيز بايستى از تحريك عواطف و احساسات بهره بردارى نمود . اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه اين تحريك نبايد آن اندازه عموميت داشته باشد كه انديشه و تعقل را از كار بياندازد . به اين معنى كه نبايد انديشه و تعقل را در هنگام ارشاد و تعليم و تربيت قربانى احساسات نمود ، بلكه بايستى به احساساتى كه موجب شروع پذيرش حقايق و واقعيات گردد قناعت كرد و سپس بايستى ساير نيروها و استعدادها را تدريجا به فعليت رسانيد ، حتى ممكن است براى بيدار كردن و به كار انداختن تعقل به تحريك عاقلانهء احساسات نيازمند بود . سهم تحرك احساسات در تحولات اساسى با قطع نظر از احساسات عميقى كه از همهء سطوح روانى آدمى مىجوشند و انديشه و تعقل هم ضمنا آنها را مىپذيرد ، هيجانات و احساساتى كه تنها در مقابل انگيزههاى تلقينى و محركهاى خوشايند بروز مىكنند ، نه تنها قدرت ايجاد تحولات اساسى را ندارند ، بلكه اغلب موجب افزايش ناآگاهىها و بروز حوادث محاسبه ناشده مىگردند . در طول تاريخ بشرى هيچ تحول اساسى ديده نشده است كه مستند به هياهو و احساسات محض بوده باشد ، اگر چه گاهى موجب آرامشهاى موقت و اشباع حسّ انتقام جويى و ساير پديدههاى بى اهميت مىباشد . گوستاولوبون كه پس از ابن خلدون پدر جامعه شناسى ناميده شده است ، مشخصات و خواص طبيعى تحركهاى احساساتى جمعيتها را در مباحث مشروحى مطرح ساخته اصول قابل توجه اين گونه تحركها را بروشنائى كامل دريافته است . ما در اين مبحث چهار اصل از آنها را بطور مختصر مطرح نموده بررسىهاى مفصل را به مباحث آينده موكول مىكنيم .