محمد تقي جعفري
11
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
پرچم پيشرفت و تكامل بشرى به دوش ما است و همگان بايستى دنبال ما راه بيافتند به كجا به قهوه خانهء نهيليستى كه مدتى است با دست فرويد افتتاح شده ، هر گونه مشروبات ماكياولى و هابسى و داروينى و نيچه اى ( 1 ) را در زيباترين شيشههاى علم نما و قشنگترين پيالههاى هواخواهى از انسانيت در اختيار همگان مىگذارند . گوش اين افراد اين جوامع را بهم خوردن آن شيشهها و پيالهها پر كرده مجالى براى شنيدن صدائى انسانساز باقى نمىگذارد . وضع اين گونه جوامع در همين جا ختم نمىگردد . بلكه به نظر خواب رفتگان يا مستان آن جوامع ، ديگر انسانها بايستى اجازهء حق حيات منطقى را از آنان دريافت نمايند 2 - جوامعى وجود دارند كه فشار قوانين پيش ساخته و بى اعتنا به خواستههاى قانونى مردم ، افراد آنها را از شنيدن هر گونه صدايى كه داراى طنين آزادى و ساير ارزشهاى انسانى بوده باشد ، محروم ساخته است . تنها يك بانگ نافذ شب و روز در فضاى اين گونه جوامع مىپيچد كه مىگويد : فقط ما چند نفر انگشت شماريم كه انسان و صلاح و فساد او را مىشناسيم و كسى دلسوزتر از ما براى نفوس انسانى وجود ندارد ، يعنى نمىتواند وجود داشته باشد ، يعنى نبايد وجود داشته باشد 3 - جوامع ديگرى مشاهده مىشوند كه به خيال خودشان خوبىهاى دو نوع جوامع ( يكم و دوم ) را دارا بوده از بدىهاى آنان بر كنار مىباشند . اگر وضع عمومى اينان بطور دقيق رسيدگى شود ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تفكيك خوبيها از بديهاى دو نوع جوامع مزبور كه مورد ادّعاى آنان مىباشد ، جز پندار و خيالات فريبنده اى كه در راه تسليت استخدام مىشوند ، چيز ديگرى نيست .
--> ( 1 ) ماكياولى نويسندهء سياسى كه مىگفت : بايستى سياستمدار براى رسيدن به هدف خود ، همهء واقعيات را وسيله قرار بدهد . هابس متفكرى كه مىگويد : انسان گرگ انسان است . داروين حيوان شناسى كه انتخاب طبيعى ( تنازع در بقا ) را قانون مطلق معرفى مىكند . نيچه متفكر يا نويسنده اى كه تنازع در بقا را شكل فلسفى هم مىدهد .