محمد تقي جعفري

118

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ندارد . بنا بر اين ، اختلاف كميت نيروها و استعدادهاى حياتى كه در انسان وجود دارد فاصلهء او را از ساير حيوانات به اندازهء فاصلهء زنده و مرده دور مىسازد ، همين فاصله ميان افراد انسانى نيز وجود دارد . آيا فاصلهء انسان زنده اى كه از حيات بهره اى جز اشباع غرايز جسمانى ندارد و در قالب تنگ : جز ذكر نى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او خود را يكى از زندگان مىپندارد با آن انسان رشد يافته اى كه همهء استعدادها و ابعاد خود را به فعليت رسانيده سر تا پاى وجودش آگاهى و حركت به سوى امتيازات انسانى است فاصلهء مرگ و زندگى نيست در آن هنگام كه « مولوى » مىگويد : هر كه او آگاه تر با جانتر است شعر نمىگويد ، بلكه واقعيت حيات انسانى را در فوق زيست شناسىهاى حرفه اى توضيح مىدهد . وقتى كه انسانشناسان ژرفنگر مىگويند : هر گامى كه انسان در راه شدنهاى تكاملى برمىدارد ، چهرهء ديگرى از حيات را درمىيابد ، شوخى نمىكنند . بلكه كسانى شوخى مىكنند كه حيات را در تنفس و حركت جبرى و تمايلات خودخواهانه منحصر مىنمايند . اين حقيقت كه زندگى قالب گيرى شده در احساس و حركت « خود محورى » مساوى مرگ است ، در قرآن مجيد با صراحت كامل گوشزد شده است : * ( وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ) * ( 1 ) . ( و آنان كه جز خدا را مىخوانند ، چيزى را نمىآفرينند و خود آفريده مىشوند . آنان مردگان غير زنده هستند و نمىدانند كى برانگيخته خواهند گشت ) .

--> ( 1 ) النحل آيهء 20 و 21 .