محمد تقي جعفري

80

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اگر خود اشتياق به هدف را بعنوان يك پديدهء روانى يا مغزى بخواهيم مورد مطالعه قرار بدهيم ، جز يك عمل روانى كه از عامل معينى ناشى شده و در مغز يا روان قابل مطالعه مىباشد ، چيزى نيست . بلكه اتصاف يك موضوع به عنوان هدف يا وسيله مربوط به خواستن و انتخاب ما مىباشد كه اگر آن موضوع مورد خواستن استقلالى ما باشد ، عنوان هدف به آن مىدهيم و اگر جنبهء مقدمه و رساننده به خواسته شدهء استقلالى داشته باشد ، بعنوان وسيله در آن مىنگريم . به همين جهت است كه اغلب انسانها در يافتن هدف زندگى به گمان اين كه حقيقتى را پيدا خواهند كرد كه در پيشانيش نوشته است ، « من هدف زندگى هستم » دچار اشتباه و ورشكستگى مىشوند و نمىدانند كه هدف موضوعى است انتخابى و وابسته به اين كه حيات را چگونه تفسير مىكنند . بلى واقعيت هدف مستند به اصالت و مفيديت موضوعى است كه در جاذبهء اشتياق قرار مىگيرد ، مانند ادامهء حيات . اصالت و عظمت حيات منشأ دارا بودن حيات است به جنبهء هدفى آن . هدف - عبارت است از آن حقيقت مطلوب كه اشتياق وصول به آن ، محرك انسان به انجام دادن كارها و انتخاب وسيله هايى است كه آن حقيقت را قابل وصول مىنمايد . هر هدفى از نظر شناسايى تحليلى به چهار عنصر اساسى تجزيه مىگردد : عنصر يكم - جنبهء درون ذاتى است كه مربوط بيكى از خواسته‌هاى طبيعت انسانى ( به معناى عمومى آن ) مىباشد . درك و اشتياق وصول به آن خواسته ، جنبهء درون ذاتى هدف است . بنا بر اين دو ركن اساسى جنبهء درون ذاتى هدف ، شناسايى و اشتياق به آن مىباشد . عامل اساسى پيروزى در هدفگيرى عبارت است از پيروزى در دو ركن مزبور ، ما بايستى در شناسايى هدف هر اندازه كه بتوانيم بكوشيم . هدفهايى هستند كه شناخت آنها با كمترين معلومات و تجارب امكان پذير مىباشد ، در صورتى كه هدفهائى عالىتر و چند بعدى وجود دارند كه براى شناخت و تفكيك و مشخّص نمودن بعد هدفى آنها ، سالها تجربه و انديشه لازم است ، ما نبايستى ذهن خود را رها كنيم كه هر گونه فعّاليت فكرى و خيالى و آرزويى را در مسير شناخت هدف به راه بياندازد ،