محمد تقي جعفري
26
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تجسّم يافته و آثار گذشتگان در موزهها و دادن شعارهاى فريبنده و جوشش غرايز در مدت محدودى از جوانى ، نتيجه اى جز منفى ساختن خود حيات ندارد . اصل سوم صداها و نغمههاى وجدان انسانهايى را كه از روان معتدل بر خوردارند ، نمىتوان ناديده گرفت . هيچ مغالطه و سفسطه اى قدرت خاموش كردن يا تفسير غلط اين صداها و نغمهها را ندارد . در اندرون من خسته دل ندانم چيست كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست حافظ اين صدا در كوه دلها بانگ كيست كه پر است زين بانگ اين كه گه تهى است هر كجا هست آن حكيم اوستاد بانگ او از كوه دل خالى مباد مولوى « براى ما امكان آن هست كه نه از نيكى متأثر شويم و نه از بدى ، ولى گاهى در درون ما يك ارگ مستعدّ و داراى حركت است كه بهيجان درميآيد و پس از لحظاتى در فضاى روح بخاموشى مىگرايد ، اينجا تناقض هولناكى است كه بر ضدّ نيستى و بيهودگى سر به طغيان بر مىدارد » . مضمون از بالزاك شما گمان مىكنيد كه با سفسطه بازى فرويد و امثال او از دشمنان اعتلاء و عظمت روح انسانى مىتوان اين صدا و نغمههاى وجدانى را خاموش نمود . اگر امروزه امثال فرويد اين نداهاى پر معناى وجدان را به صداهاى وازدگى غرايز حيوانى تفسير ميكنند و اعتلاء و عظمت بلندگرايى روح را منحرف ميكنند ، از پيش از هفتصد سال ، مولوىهايى كه پاسداران عظمت و اعتلاى انسانى بودهاند ، پاسخ آن سفسطه بازىها را گفتهاند :