محمد تقي جعفري
282
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
است ، چنان كه ميان آب و آتش و حركت و سكون و مثبت و منفى . 27 - « ما ضعفت و لا جبنت و لا خنت و لا وهنت و ايم الله لأبقرنّ الباطل حتّى اخرج الحقّ من خاصرته » ( 1 ) . ( من ناتوان نيستم و زبون نشدهام و ترس و سستى را به خود راه ندادهام ، سوگند به خدا باطل را مىشكافم تا حق را از پهلوى آن در آورم ) . ناتوانى در مقابل چه در مقابل عوامل قوىتر انسانى كه موجوديت خود را دريافته و به وابستگى خويش با خداى قدرت آفرين يقين دارد ، در مقابل كدامين عامل قوى احساس ناتوانى خواهد كرد مگر آن روز صريحا بشما نگفتم : « انّى و الله لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الأرض كلَّها ما باليت و لا استوحشت و انّى من ضلالهم الَّذى هم فيه و الهدى الَّذى انا عليه لعلى بصيرة من امرى و يقين من ربّى » ( 2 ) . ( به خدا سوگند ، اگر من به تنهائى با همهء آن تبهكاران در حالى كه همهء روى زمين را پر كردهاند ، روياروى بايستم ، باكى به خود راه نمىدهم و هراس و وحشتى نخواهم داشت . من به آن گمراهى كه آنان در آن غوطه ورند و رشد و هدايتى كه به من عنايت شده است ، بينائى درونى و يقين ربانّى دارم ) . ترس و وحشت از چه ترس و وحشت از دست دادن لذايذ و مزاياى دنيا اين پديدهء محقرانه را به كسى نسبت بدهيد كه دنيا و لذايذ و مزاياى آن را نشناخته باشد . من كه مىدانم اين امور خوشايند در حدّ منطقى و معقولش بعنوان اسباببازئى مقرر شده است
--> ( 1 ) ط 12 ج 1 ص 199 . ( 2 ) ك شمارهء 62 ج 3 ص 131 .