محمد تقي جعفري

269

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كل يوم هو في شان بخوان مرو را بيكار و بى فعلى مدان كمترين كارش بهر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه مىكند لشكرى ز اصلاب سوى امهّات بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نرّ و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل باز بىشك بيش از آنها مىرسد آنچه از حق سوى جانها مىرسد آنچه از جانها به دلها مىرسد آنچه از دلها به گلها مىرسد پس هر لحظه جان آدمى در مجراى پذيرش فيض الهى است . مادامى كه خود انسان از اين جريان فيض جلوگيرى نكند ، از جانب خداى فياضّ سدّى بسته نمىشود . روز نو و شام نو ، باغ نو و دام نو هر نفس انديشه نو ، نو خوشى نو عناست آماده ساختن انسانها براى بهره بردارى از اين جريان مستمر عنايت ربانّى بدون تأديب و تربيت صحيح امكان پذير نمىباشد . ارشاد و امر به نيكىها و جلوگيرى از فساد و بدىها از مبانى ضرورى اسلام است كه لزوم تربيت را گوشزد مىكند . منحصر ساختن تربيت بدوران كودكى و جوانى و رها ساختن انسان به حال خود پس از آن دو دوران ، شبيه به پروردن نهال است تا موقعى كه شكوفه برآورد و داراى برگ گردد . در صورتى كه هر درختى براى بقاء و ادامهء هستىاش به آبيارى دائمى و تابش اشعهء خورشيد و موادّ غذايى زمينى نيازمند است . باضافهء اين كه آدمى موجودى است كه با افزايش ساليان عمر ، بر دقّت و ظرافت و ورزيدگى انديشه اش مىافزايد . اكثريت عظيم اكتشافات و ابتكارهاى عامل پيشرفت بشرى از سى سال به بالا بوده است كه بگفته معاصرين دوران مقرّر پذيرش تربيت را در پشت سر گذاشته است براى مديريت اين نيروها تربيت جدى لازم است . دگرگونىهاى روانى متوسط و عميق در سالهاى پس از سى و بلكه چهل سال بقدرى فراوان است كه نمىتوان بعنوان استثناء از آنها عبور كرد . حتّى