محمد تقي جعفري
264
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خواستههاى معقول و حق را بر من عرضه نكنيد . من پاسخ مثبت به آن خواستهها ندارم . خود را بدبخت نكنيد و مرا به زحمت بيهوده نياندازيد . من اكنون حق شما را كه بر عهده دارم توضيح مىدهم : حق يكم - همواره خيرخواه و خيرانديش شما باشم نامه اى به عثمان بن حنيف نوشته و در آن نامه به او تذكر دادهام كه : 21 - « هيهات ان يغلبني هواى و يقودني جشعى الى تخيّر الأطعمة و لعلّ بالحجاز او اليمامة من لا طمع له فى القرص و لا عهد له بالشّبع » ( 1 ) ( امكان ندارد كه هوى و هوس بر من پيروز شود و حرص و طمع مرا بر سر - سفرههاى رنگارنگ بكشاند و سير شوم در حالى كه احتمال بدهم در حجاز و يمامه فردى از اجتماع دارم كه اميدى به پارهء نان ندارد و سير شدن از غذا بخاطرش نيست . ) كسى كه درد يك فرد را در دورترين قلمرو نفوذش ، درد خود مىداند و خوشى او را خوشى خويشتن ، جز خيرخواهى و خيرانديشى در بارهء افراد اجتماع به ذهنش خطور نمىدهد . خيرانديشى و خيرخواهى در بارهء اجتماع را ، با چند عبارت ديگر مىتوان بيان نمود : « اجتماع را در خود مىبينم » ، « ما همگى مشتركا در فضاى بيكران بپرواز در آمدهايم و يك نيرو است كه بال و پر ما را تقويت مىكند ، سقوط يك بال از پرواز كنندگان نيروى مشترك ما را مختل خواهد ساخت » . « بدانديشى و بدخواهى در بارهء انسانها با علم به اين كه همهء آنان در يك وحدت عالى مشتركند ، بيمارى مهلكى است كه پيش از همه ، خود انسان بدانديش و بدخواه را بنابودى مىكشاند . » حق دوم : - تنظيم مسائل اقتصادى شما - اسلام كه دين واقع بينى است : بلكه بطور عموم دين كه به معناى محاسبهء واقعيات است ، چطور ممكن است بعد مادّى آدمى را فراموش نمايد ، يا بعنوان اداره كنندهء مركب و وسيلهء منحصر حيات تلقى ننمايد . روح انسانى - الهى آدمى بدون من فعاليتى ندارد ، « من » بدون
--> ( 1 ) ك ، ج 3 شمارهء 45 ص 80 .