محمد تقي جعفري
249
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىپردازند و فورا اين اصل را مىتراشند كه اگر دروغ يك پديدهء باطل باشد ، مىبايست كه هر دروغى يك اخلال خاصّ در نظم عينى جهان طبيعت بوجود بياورد ، مثلا اگر كسى در گوشه اى از كشورهاى آفريقايى دروغ بگويد ، آبهاى تمام قارّههاى كرهء زمين بجاى اين كه از اكسيژن و هيدروژن تركيب پيدا كنند ، از طلا و اورانيوم بوجود بيايند پس معلوم مىشود كه راست و دروغ هيچ تفاوتى ندارند . اين آقا خيلى فيلسوفتر از شخص مىگسار است ، زيرا مىگسار و بال كارش را بدوش دو شخصيت در خاك رفته انداخته ، اين فيلسوف فيلسوفان از جهان بينى شروع فرموده و اصل قانون عينى براى كار خود مىتراشد اين فيلسوف نمىداند كه در آن هنگام كه با بىخبرى از واقعيات دروغ گفته ضدّ يك حادثهء عينى را كه انعكاس واقع در دريافت او مىباشد ، بوجود آورده است . و قدرت او بر ناديده گرفتن واقع ، مانند قدرت او بر كشتن يك انسان بوده است كه عبارت است از غلبهء فعاليت تبهكارانه بيك واقعيت حق و عينى چه مقدس و با ارزش است اين قانونگرايى و تكيه بر اصل در زندگى ، به شرط آنكه براى نابود كردن اصل و قانون به كار نرود . بلى ، دعايى براى تطهير داريم ( خدايا ، مرا از پليدىها پاك فرما ) دعاى ديگرى