محمد تقي جعفري
189
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خنجر و شمشير شد ريحان من مرگ من شد بزم و نرگسدان من آنكه او تن را بدينسان پى كند حرص ميرّى و خلافت كى كند زان به ظاهر كوشد اندر جاه و حكم تا اميران را نمايد راه و حكم تا بيارايد بهر تن جامه اى تا نويسد او بهر كس نامه اى تا اميرى را دهد جان دگر تا دهد نخل خلافت را ثمر ( 1 ) گفت من تخم جفا مىكاشتم من ترا نوعى دگر پنداشتم حالا مىبينم : تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى ( 2 ) زين سبب پيغمبر با اجتهاد نام خود و آن على مولا نهاد گفت هر كاو را منم مولا و دوست ابن عمّ من على مولاى اوست كيست مولا آنكه آزادت كند بند رقيّت ز پايت وا كند چون به آزادى نبوت هادى است مؤمنان را ز انبيا آزادى است ( 3 ) تفسير و توضيح ابيات مثنوى را به خود مطالعه كنندهء محترم واگذار مىكنيم . پنجم - محمد ابو الفضل ابراهيم - محقق بزرگ كه شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد را مورد تحقيق عالمانه قرار داده است : « در شخصيت پيشوا على بن ابي طالب ( ع ) آن قدر كمالات و عناصر پسنديده و عظمتهاى روحى و نورانيت تكاملى و شرافت عالى توأم با فطرت پاك و نفس محبوب خداوندى جمع شده است كه در هيچ يك از انسانهاى بزرگ ديده نمىشود . » ( 4 ) توضيحى در جمله اى از محمد ابو الفضل ابراهيم شخصيت علىّ بن ابي طالب ( ع ) در نظر محقّق مزبور جامع همهء امتيازات بزرگ انسانى است . تا حدى كه صراحتا مىتوان گفت : امتياز شخصيت امير المؤمنين
--> ( 1 ) دفتر اول مثنوى ص 76 . ( 2 ) دفتر اول مثنوى ص 77 . ( 3 ) دفتر ششم مثنوى ص 419 . ( 4 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - مقدمه بقلم محمد ابو الفضل ابراهيم .