محمد تقي جعفري

132

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

جديد « در صفحهء درون دست به كار مىشود و يا بنا بنظريهء ديگر : هر بار كه خود به مرحلهء جديدى مىرسد ، زنجير يا زنجيرهايى كه از » خود رانده شده « و يا از مرحلهء پيشين » خود « به دست و پاى آدمى پيچيده شده بود ، باز و نوعى از آزادى عالىتر در صفحهء درون به حكومت مىرساند . اين نكتهء اساسى در تحول تكاملى خودها در هدف بعثت پيامبران اساسىترين واحد است كه در قرآن گوشزد شده است : 1 - * ( « وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ » ) * ( 1 ) ( هيچ پيامبرى حق ندارد كه مردم را زنجير كند . ) 2 - * ( « وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ » ) * ( 2 ) ( و آن زنجيرهايى را كه دلهاى آنان را مىفشرد ، باز كرديم . ) 3 - * ( « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَه مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ » ) * ( 3 ) ( بار و زنجيرهايى را كه مردم خود بدوش گرفته بودند بر مىدارد و آنها را آزاد مىسازد . ) بنا بر اين هر تحولى كه در خودها بجريان بيافتد و زنجيرى را جايگزين زنجير ديگرى بسازد ، اين تحول تكاملى نخواهد بود ، زيرا بزرگترين عامل تحول تكاملى شكوفان شدن آزادى مىباشد . هر احساس بيگانگى ناشى از احساس آشنائى است و هر بهره بردارى از آشنايى از احساس بيگانگى و حقارت آن ناشى مىگردد دو حالت عمده در پديدهء « از خود بيگانگى » وجود دارد كه بقرار زير است :

--> ( 1 ) آل عمران 161 . ( 2 ) الحجر 47 . ( 3 ) الاعراف 157 .