محمد تقي جعفري
118
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىدهند افيون به مرد زخمند تا كه پيكان از تنش بيرون كنند پس به هر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد براى اينان مفهوم خود و سود شناخته نشده است و نمىدانند كه در زندگى آگاهانه سودى عظيمتر از حفظ « خود » در مجراى تكامل وجود ندارد ، زيرا مدار سود و زيان و زشت و زيبا و خوب و بد و هدف و وسيله خود پوياى آنان است . اگر اين معامله گرى زيانآور استمرار پيدا كند ، به از دست رفتن خود منجر مىشود كه « از خود بيگانگى » را دنبال دارد . اين نوع « از خود بيگانگى » در قرآن چنين منعكس شده است . * ( « وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ » ) * ( 1 ) ( البته آنان خود را به طرز بدى فروختند ، اگر مىدانستند » . معناى پنجم - زيستن با خود مجازى بجاى خود حقيقى معناى خود مجازى و يا خود عاريتى اينست كه انسان از عناصر و واحدهايى كه « خود » او را تشكيل مىدهد چشم مىپوشد و امكانات و استعدادهاى شخصى خود را ناديده مىگيرد و يك پديدهء مصنوعى را « خود » قرار مىدهد ، اين پديدهء مصنوعى را خود مجازى مىناميم . خود مجازى با نظر به عامل بوجود آورنده اش به دو نوع عمده تقسيم مىگردد : نوع يكم - بوجود آوردن يك ساختمان مركب از تمايلات و آرزوها و اميدها و هدفگيرىها و انديشه هايى مناسب مىخواهمهاى حيات معمولى كه متأسفانه اكثريت چشمگيرى از انسانها ، به آن مبتلا بوده و آن ساختمان متشكلّ را « خود » مىنامند . بديهى است كه بروز تناقضات و شكستهاى پى در پى در شئون زندگى كه مبنى بر بنياد تمايلات . . . مزبور مىباشد ، موجب احساس شكست در ساختمان مزبور شده ، تلخى « از خود بيگانگى » را ظاهر مىسازد . مگر اين كه ساختمان مزبور به صورت چنان صندوق محكمى در آيد كه انسان نتواند ماوراى آن را ببيند ، در اين صورت « از خود بيگانگى » نه تنها طعم تلخى نخواهد داشت ، بلكه اصلا
--> ( 1 ) البقرة آيهء 102 .