خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

869

نهج البلاغة ( فارسي )

ميان نرود اينان آيا چند تن هستند ، يا در كجايند به خدا سوگند ، كه شمارشان بس اندك است ، ولى قدر و منزلتشان بسيار است . خداوند به اينان حجتها و نشانه‌هاى روشن خود را حفظ كند ، تا آن را به همانندان خود به وديعت سپارند و اين بذر در دلهاى ايشان بكارند . علم و حقيقت و بصيرت به آنان روىآور شده و روح يقين را يافته‌اند و آنچه ناز پروردگان ، دشوار پنداشته‌اند ، بر خود آسان ساخته‌اند . و بر آنچه نادانان از آن مىترسند انس گرفته‌اند . به تن همدم دنيايند ولى جانشان به جهان بالا پيوسته است . جانشينان خداوند در روى زمين هستند و داعيان دين اويند . آه ، آه . چه آرزومند ديدارشان هستم . اى كميل ، اگر خواهى بازگرد . 140 و فرمود ( ع ) : آدمى در زير زبان خود پنهان است 141 و فرمود ( ع ) : كسى كه قدر و منزلت خويش نشناسد ، هلاك شود . 142 در پاسخ مردى كه از او خواسته بود اندرزش دهد ، چنين فرمود : همانند آن كس مباش كه بىآنكه كارى كرده باشد به آخرت اميد مىبندد و به آرزوى دراز خود توبه را به تأخير مىافكند . گفتارش به گفتار زاهدان ماند و كردارش به كردار دنياپرستان . هر چه از دنيا بهره اش دهند ، سير نگردد و اگر بىبهره اش دارند ، قناعت نكند . نعمتى را كه به او ارزانى داشته‌اند ، سپاس نتواند گفت ، باز هم ، خواهان باز ماندهء آن است . ديگران را از زشتكارى منع مىكند و خود از كارهاى زشت باز نمىايستد . از ديگران كارهايى را مىطلبد كه خود انجام نمىدهد . نيكان را دوست