خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

697

نهج البلاغة ( فارسي )

42 نامهء آن حضرت ( ع ) به عمر بن ابى سلمه مخزومى كه عامل آن حضرت در بحرين بود . او را عزل كرده و نعمان بن عجلان زرقى را به جاى او برگماشته است . اما بعد . من نعمان بن عجلان زرقى را بر بحرين امارت دادم و تو را ، بىآنكه بر تو نكوهشى و سرزنشى باشد ، از آنجا برداشتم . تو وظيفهء خويش در امارت ، نيك ، به جاى آوردى و امانتى را كه به تو سپرده بودم ، نيك ادا كردى . اينك به نزد من بيا . نه به تو بدگمانم و نه تو را ملامت مىكنم و نه متهم هستى و نه گنهكار . مىخواهم بر ستمكاران شامى بتازم و دوست دارم كه تو هم با من باشى . زيرا از كسانى هستى كه در جهاد با دشمن و برپاى نگهداشتن دين به تو پشتگرم توان شد . ان شاء الله . 43 از نامهء آن حضرت ( ع ) به مصقلة بن هبيرهء شيبانى كه عامل او در اردشير خره بود از تو خبرى به من رسيده ، كه اگر چنان كرده باشى ، خداى خود را به خشم آورده اى و امام خود را غضبناك كرده اى . تو غنايم جنگى مسلمانان را كه به نيروى نيزه‌ها و اسبانشان گرد آمده است و بر سر آنها خونها ريخته شده ، به جماعتى از عربهاى قوم خود ، كه تو را اختيار كرده‌اند ، بخشيده اى . سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، اگر اين سخن راست باشد ، از ارج خود در نزد من فرو كاسته اى و كفهء اعتبار خود را سبك كرده اى . پس حقيقت پروردگارت را سهل مىنگار و خوار مدان و دنيايت را به نابودى دينت آباد مگردان . كه در زمرهء زيانكارترين مردم در روز رستاخيز خواهى بود . بدان ، كه مسلمانانى كه در نزد تو هستند ، يا در نزد ما هستند ، سهمشان از اين