خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

683

نهج البلاغة ( فارسي )

33 نامه اى از آن حضرت ( ع ) به قثم بن عباس ، عامل خود در مكَّه اما بعد ، جاسوس من كه در مغرب ( 1 ) است به من نوشته و خبر داده كه جمعى از مردم شام را براى روزهاى حج به مكه فرستاده‌اند . مردمى كوردل ، گران گوش و كور ديده ، كه حق را از راه باطل مىجويند و با فرمانبردارى از مخلوق ، نافرمانى خالق مىكنند و دين خويش مىدهند و متاع ناچيز دنيا مىستانند و به بهاى جهان نيكان و پرهيزگاران ، دنياى دون را مىخرند . و حال آنكه ، به خير دست نخواهد يافت مگر نيكوكار و كيفر شر نبيند ، مگر بدكار . زمام كار خويش به دورانديشى و سرسختى به دست گير و چون ناصحان خردمند و پيروان امر حكومت و فرمانبرداران امامت به كار خويش پرداز . زنهار از اين كه مرتكب عملى شوى كه نيازت به پوزش افتد . اگرت نعمتى به چنگ افتد ، سرمستى منماى و به هنگام بلا سست رأى و دلباخته مباش . والسلام . 34 نامه اى از آن حضرت ( ع ) به محمد بن ابى ابكر ، هنگامى كه از دلتنگى او به سبب عزلش از مصر و جانشينى مالك اشتر خبر يافت و اشتر در راه پيش از رسيدنش به مصر وفات يافت . اما بعد ، خبر يافتم كه از اين كه اشتر را به قلمرو فرمانت فرستاده بودم ، ملول شده اى . من اين كار را به سبب كندى تو در كار يا براى افزودن در كوشش تو نكرده بودم . اگر قلمرو فرمان تو را از تو گرفتم ، بدان سبب بود كه مىخواستم تو را به كارى كه انجام دادن آن بر تو آسانتر باشد و حكومت بر آن تو را خوشتر مىافتد ، بر گمارم .

--> ( 1 ) . مراد از مغرب ، مكه است .