خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
657
نهج البلاغة ( فارسي )
31 از وصيت آن حضرت ( ع ) به حسن بن على ( عليهما السلام ) در آن هنگام كه از صفين بازمىگشت در « حاضرين » نوشته است . از پدرى در آستانهء فنا و معترف به گذشت زمان ، كه عمرش روى در رفتن دارد و تسليم گردش روزگار شده ، نكوهش كنندهء جهان ، جاى گيرنده در سراى مردگان ، كه فردا از آنجا رخت برمىبندد ، به فرزند خود كه آرزومند چيزى است كه به دست نيايد ، راهرو راه كسانى است كه به هلاكت رسيدهاند و آماج بيماريهاست و گروگان گذشت روزگار . پسرى كه تيرهاى مصائب به سوى او روان است ، بندهء دنياست و سوداگر فريب ، و وامدار مرگ و اسير نيستى است و هم پيمان اندوهها و همسر غمهاست ، آماج آفات و زمين خوردهء شهوات و جانشين مردگان است . اما بعد . من از پشت كردن دنيا به خود و سركشى روزگار بر خود و روى آوردن آخرت به سوى خود ، دريافتم كه بايد در انديشهء خويش باشم و از ياد ديگران منصرف گردم و از توجه به آنچه پشت سر مىگذارم باز ايستم و هر چند ، غمخوار مردم هستم ، غم خود نيز بخورم و اين غمخوارى خود ، مرا از خواهشهاى نفس بازداشت و حقيقت كار مرا بر من آشكار ساخت و به كوشش و تلاشم برانگيخت كوششى كه در آن بازيچه اى نبود و با حقيقتى آشنا ساخت كه در آن نشانى از دروغ ديده نمىشد . تو را جزئى از خود ، بلكه همهء وجود خود يافتم ، به گونه اى كه اگر به تو آسيبى رسد ، چنان است كه به من رسيده و اگر مرگ به سراغ تو آيد ، گويى به سراغ من آمده است . كار تو را چون كار خود دانستم و اين وصيت به تو نوشتم تا تو را پشتيبانى بود ، خواه من زنده بمانم و در كنار تو باشم ، يا بميرم . تو را به ترس از خدا وصيت مىكنم ، اى فرزندم ، و به ملازمت امر او و آباد ساختن دل خود به ياد او و دست زدن در ريسمان او . كدام ريسمان از ريسمانى كه ميان تو و خداى توست ، محكمتر است ، هرگاه در آن دستزنى