خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

655

نهج البلاغة ( فارسي )

و دشمنى نهاديد . من گناهكارتان را عفو كردم و از گريختگانتان شمشير برداشتم و آنان را كه به ما روى آوردند ، پذيرفتم . حال اگر اعمال مرگآور و آراء سفيهانهء دور از صوابتان ، شما را وادارد كه پيمان بشكنيد و به خلاف من برخيزيد ، بدانيد ، كه من مهياى پيكارم و اسبان خود را پيش آورده‌ام و بر اشتران خويش پالان نهاده‌ام . اگر ناچارم سازيد كه بر شما بتازم ، آن چنان جنگى آغاز مىكنم كه نبرد جمل در برابر آن حقير نمايد . با اين همه ، ارج فرمانبرداريتان را مىشناسم و حق نيكخواهانتان را ادا مىكنم و بيگناه را به جاى گناهكار نمىگيرم و وفاكننده به عهد و بيعت را به جاى پيمان شكنان مؤاخذه نمىكنم . 30 از نامهء آن حضرت ( ع ) به معاويه پس از خداى بترس . در آنچه به تو ارزانى داشته و در حقى كه بر گردن تو نهاده نظر كن و به شناخت چيزهايى كه به ناشناختنشان معذور نيستى باز گرد . زيرا فرمانبردارى را نشانه هايى آشكار است و راههايى روشن و جاده هايى راست و دور از كژى و نهايتى مطلوب همگان . راهى كه زيركان و خردمندان در آن گام نهند و سفلگان سرافكنده از آن دور مىشوند . هر كه از آن راه پاى بيرون نهد ، از راه حق بيرون شده و در بيابان گمراهى سرگردان گشته است . خدا نعمتش را بر او دگرگون كند و خشم خود را بر سر او فرستد . پس خود را بپاى ، خود را بپاى ، خداوند براى تو راهت را آشكار ساخته . هر جا كه هستى ، همان جا بايست كه كار را به حد نهايت رسانده اى . نهايتى كه خسران است و كفر . نفس تو ، تو را به بدى گرفتار ساخته و به گمراهى در انداخته و به مهلكه كشيده و راهها را بر تو دشوار گردانيده است .