خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

593

نهج البلاغة ( فارسي )

جادوگرى چه سبك دست . آنها گفتند : آيا جز همانند اين [ مقصودشان من بودم ] كسى تو را در كارت تصديق كند من از قومى هستم كه ملامت هيچ ملامتگرى آنان را از راه خداى باز نمىدارد . چهرهء آنان چهرهء راستگويان است و سخنشان سخن نيكان . شب را به عبادت بيدارند و روزها ، مردم را چراغ هدايتاند . چنگ در ريسمان قرآن زده‌اند و سنتهاى خدا و سنتهاى پيامبرش را زنده نگه مىدارند . نه گردنكشى مىكنند و نه برترى مىفروشند . از نادرستى و تبهكارى به دورند . دلهايشان در بهشت است و تنهايشان در كار عبادت . 235 سخنى از آن حضرت ( ع ) به عبد الله بن عباس فرمود : هنگامى كه نامه اى از عثمان آورده بود و عثمان در محاصره بود . از او مىخواست كه بر سر ملك خود به « ينبع » رود تا مگر نام او را براى خلافت كمتر برند و عثمان پيش از اين هم ، چنين درخواستى از او كرده بود : اى ابن عباس . عثمان چيزى نمىخواهد مگر آنكه مرا چون اشترى آبكش سازد ، با دلوى بزرگ كه پى در پى بيايم و بروم . نخست نزد من فرستاد كه از شهر بيرون شوم . آن گاه نزد من فرستاد كه بازگردم . اكنون هم ، كس فرستاده كه از شهر بيرون روم . به خدا سوگند از او دفاع نمودم ، به گونه اى كه ترسيدم كه گناهكار شده باشم .