خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
591
نهج البلاغة ( فارسي )
تواناست . آيا اگر خدا براى شما چنين كند ، ايمان مىآوريد و به حق شهادت مىدهيد گفتند : آرى ، گفت : اكنون هر چه خواستهايد به شما نشان خواهم داد . ولى مىدانم كه به راه خير باز نمىگرديد . در ميان شما كسى است كه به چاه قليب افكنده شود ( 1 ) و كسى است كه گروهها را گرد آورد ( 2 ) . سپس گفت : اى درخت ، اگر به خدا و روز جزا ايمان دارى و مىدانى كه پيامبر خدا هستم ، به اذن خداى از ريشه به در آى و بيا و در برابر من بايست . سوگند به كسى كه او را به رسالت مبعوث داشته ، درخت از جاى برآمد و بيامد . آوازى سخت داشت و چون پرندگان بال زنان بيامد و در برابر رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) بايستاد و شاخههاى بالاى خود را بر رسول الله ( ص ) سايبان ساخت و يكى از شاخه هايش را بر شانهء من نهاد كه در طرف راست آن حضرت ( ص ) بودم . مردم به آن نگريستند و از روى بلندگرايى و گردنكشى گفتند : اكنون فرمانش ده كه نيمى از آن نزد تو آيد و آن نيم ديگر برجاى بماند . پيامبر ( ص ) فرمان داد . نيمى از درخت با رفتارى عجيب و آوازى بلندتر ، نزد او آمد . آن قدر كه نزديك بود به گرد او پيچيده شود . آنها از روى كبر و سركشى گفتند : حال بفرماى تا به نيم ديگر خود ملحق شود . پس پيامبر ( ص ) امر فرمود و درخت بازگشت . من گفتم : لا إله الا الله . من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان آوردهام . اى رسول خدا و نخستين كسى هستم كه گواهى مىدهم كه به امر خداى تعالى براى تصديق نبوت تو و ارج نهادن بر سخن تو ، درخت چه كرد . همهء آن قوم گفتند كه اين مرد جادوگرى دروغگوست . شگفت جادوگرى و در
--> ( 1 ) . قليب ، نام چاهى است در ناحيهء بدر . اشاره است به شكست مشركان در بدر و افكندن اجساد شمارى از آنان چون ابو جهل و شيبه و عتبه در آن . ( 2 ) . اشاره است به جنگ احزاب يا خندق و ابو سفيان و گرد آوردن احزاب .