خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
585
نهج البلاغة ( فارسي )
و برايشان پيامبرى فرستاد و آنان را فرمانبردار آيين او نمود و به دعوت او پراكندگيهاشان را به يگانگى بدل كرد . و نعمت ، بال كرامت بر سرشان بگسترد و جويبارهاى خود را به سويشان روان داشت . دين خدا آنان را در سودها و بركات خود درپيچيد . در نعمت اسلام غرقه شدند و در مرغزارهاى زندگى خوش به شادمانى بيارميدند . در سايهء سلطانى قاهر و غالب كارهاشان به سامان آمد و حالشان به گونه اى نيكو شد كه در كنف عزّت و پيروزمندى جاى گرفتند . كارها به آسانى مىراندند و بر اوج اقتدار جاى گرفتند و بر همهء جهانيان فرمانروا شدند . پادشاهانى شدند فرمانروا بر سراسر زمين . از هر كس كه بر آنها فرمان رانده بود ، فرمانروايى بستدند و كسانى را كه روزگارى بر آنان حكومت مىكردند به زير فرمان در آوردند . ديگر نه كسى را انديشه آن بود كه نيزه اى بر آنان راند و نه سنگى به سوى ايشان افكند . بدانيد كه شما بند طاعت اسلام از دستها گشوديد و آن دژ خدايى را كه گرداگردتان را فرا گرفته بود با به كار بستن احكام جاهليت ، سوراخ كرديد . خداى سبحان بر جماعت اين امت منت نهاد ، آن گاه كه ميانشان عقد الفت بست . الفتى كه در سايهء آن قدم مىزدند و در پناه آن مىآرميدند . همراه با نعمتى كه هيچيك از آفريدگان بهاى آن ندانند ، زيرا بهايش از هر بهايى بيش است و ارجش از هر ارجمندى برتر . بدانيد كه شما بعد از هجرت بار ديگر شيوهء اعراب باديه نشين را پيش گرفتيد و پس از عقد مودت گروه گروه شديد . از اسلام تنها نام آن بر خود بستيد و از ايمان تنها به ظاهر آن بسنده كرديد . مىگوييد : آتش ، آرى و ننگ و عار ، نه . گويى مىخواهيد كه چهرهء اسلام را وارونه سازيد و پردهء حرمتش بردريد و پيمانى را كه خدا با شما بسته است بگسليد . همان پيمان كه آن را در زمين پناهگاه خود ساخت و جاى امن و آسايش در ميان