خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
583
نهج البلاغة ( فارسي )
بدل نمود و وحشتشان را به ايمنى ، پادشاهان و حاكمان شدند و پيشوايانى سرفراز . كرامت خداوندى در حق ايشان به جايى رسيد كه هرگز آرزوى آن را در دل نپرورده بودند . بنگر كه حال آنان چگونه بود ، آن گاه كه جماعتشان متفق بودند و آرايشان يكى بود و شمشيرهاشان آخته به يارى هم . و ديدهء بصيرتشان ژرفنگر و عزم و آهنگشان يگانه بود . آيا در آن روزگاران مهتران روى زمين و ملوك فرمانروا بر مردم جهان نبودند آن گاه به پايان كارشان بنگريد ، زمانى كه ميانشان تفرقه افتاد و الفتشان به پراكندگى كشيد و ميان آنها به دل و زبان خلاف و پراكندگى افتاد . با يكديگر به نزاع برخاستند و خداوند جامهء كرامت خود از تنشان به در كرد و نعمت سرشارش را از آنان بستد . داستانشان در ميان شما بماند تا مگر عبرت گيرندگان عبرت گيرند . از حال فرزندان اسماعيل و اسحاق و فرزندان اسرائيل [ درود بر آنان ] پند گيريد حالاتشان چه به هم شبيه است و شباهتشان نزديك . در كار آنها بينديشيد و به پراكندگى و تفرقهء آنها در روزگارى كه كسراها و قيصرها سرورانشان بودند . آنها را از آباديهاى آفاق و درياى عراق و اراضى سبز و خرم مىراندند و به جايهايى كه « درمنه » مىرويد و بادهاى سخت مىوزد ، مىفرستادند و آنان گرفتار زندگى سخت و ناگوارى شدند . آنان را ، چون گروهى درويش و مسكين با چند اشتر پشت ريش و مشتى كرك رها كردند . از حيث مساكنشان ، خوارترين ملتها بودند و سرزمينشان بى آب و گياه ترين زمينها . نه به دعوتى پيوسته بودند ، كه بر آن تعصب ورزند و نه سايه سار محبتى داشتند ، كه در آنجا بيارامند و به عزّت و ارجمندى متكى شوند . احوالشان پريشان بود و آرايشان گونه گون . با آنكه به شمار بيش بودند ، در پراكندگى مىزيستند ، گرفتار بلاهاى سخت و نادانيهاى تو بر تو ، چون زنده به گور كردن دختران و پرستش بتان و بريدن از خويش و پيوند و رفتن در پى غارت و تاراج . سپس اين قوم را بنگريد ، آن گاه كه خداوند نعمتهاى خويش به آنان ارزانى داشت