خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
563
نهج البلاغة ( فارسي )
به نيروى تقوا از خواب بيدار شويد و روزتان را با آن سپرى سازيد ، و شعار دل خود گردانيد . گناهانتان را با آب تقوا بشوييد و بيماريهايتان را درمان كنيد و با آن مرگ را به پيشباز رويد . از آنان كه تقوا را ضايع گذاشتهاند عبرت گيريد و مبادا كه خود سبب عبرت كسانى شويد كه در فرمان تقوا هستند . هان ، در نگه داشت تقوا بكوشيد تا تقوا نيز شما را نگه دارد . از دنيا دورى گزينيد و شيفته و مشتاق آخرت باشيد . كسى را كه تقوا برافراشته ، پست مسازيد و آن را كه دنيا برافراشته ، بر مىفرازيد . چشم طمع به برق و باران دنيا مدوزيد و به سخن آن گوش مسپاريد . آنكه شما را به دنيا فرا مىخواند ، پاسخش مدهيد . از پرتو دنيا روشنى مخواهيد و فريب نعمتهاى گرانبهايش را مخوريد كه برقش بىباران است ، سخنش دروغ است ، ثروتهايش دستخوش غارت است و نفايس آن ربوده شده . بدانيد ، كه دنيا چونان روسپى زنى است كه چهره مىنمايد و به زودى چهره مىپوشد . يا چون توسنى است سركش كه كس را ركاب ندهد . دروغگويى است خيانتكار ، منكرى است كافر نعمت . ستيزه جويى است ، چون اشترى كه به راه نمىآيد ، كج مىرود و از راه دور مىافتد . سرشتش بىثباتى و انتقال است از كسى به ديگر كس . قرارگاهش متزلزل و بيقرار است . عزّتش ذلَّت است و جدّ آن هزل است ، بلنديش پستى است . جايگاه ربودن است و غارت و هلاكت . مردمش همواره رفتن را برپاى ايستادهاند تا به سوى مرگ رانده شوند . اگر به يكى مىرسند از ديگرى جدا مىافتند . راههايش همه سرگردانى و گريزگاههايش ، بىسرانجامى است و خواسته هايش به نوميدى كشنده . پناهگاههايش پناه جويان را تسليم دشمن كند و منازلش ساكنانش را بيرون افكند و چاره انديشيها ، ملولشان كرده . هر كه هست يا رها شده اى است مجروح يا گوشتى پوست بركنده يا جسدى است بىسر يا خونى است ريخته شده . يكى از پشيمانى دست به دندان گزد ، يكى از تأسّف دست بر دست زند ، يكى سر در گريبان برده و به سبب اعمالش خود را سرزنش كند و مىخواهد از عزم خود بازگردد . ولى چاره از دست شده و مرگ ناگهانى در رسيده است و « لات حين مناص » و جاى گريز نيست . هيهات ، هيهات ، از دست شد هر چه از دست شد و رفت آنچه رفت و دنيا آن گونه ، كه دلخواهش بود ، سپرى گرديد . « نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين و نه به آنها مهلت داده شد . » ( 1 )
--> ( 1 ) . سورهء 44 آيهء 29 .