خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
547
نهج البلاغة ( فارسي )
بر جاى نگه داشت بىآنكه خود را بدان مشغول دارد و آن را بدون قرار گرفتن در جايى استوار برپاى داشت و بدون پايههاى برپاى ساخت و بدون ستونهايى برافراشت . و از هر كژى حفظ نمود و از افتادن و شكافته شدن بازداشت . ميخهايش را محكم كرد و كوهايش را چونان سدى در اطراف زمين قرار داد و چشمه هايش را جارى ساخت و نهرهايش را شكافت . آنچه ساخت سستى نپذيرفت و آنچه را نيرو داد ، ناتوان نگرديد . اوست كه به قدرت و عظمت خويش بر آفريدگان غالب است و اوست كه به نيروى علم و معرفت خود به چگونگى درون آنها داناست . به جلالت و عزت خود از هر چيز بلندتر است . هر چه را طلب كند طلبش ناتوانش نسازد . و هيچ چيز از فرمان او سر بر نتابد تا بر او غلبه يابد و شتابان از او نگريزند تا بر آنها پيشى گيرد . به توانگران نيازمند نيست تا روزيش دهند . همه چيز در برابر او خاضع است و در برابر عظمتش ذليل و خوار . كس را ميسر نيست كه از سلطنت او به نزد ديگرى بگريزد و خود را از سود و زيان او بىنياز نشان دهد . همتايى ندارد كه در برابر او دعوى همتايى كند و همانندى ندارد كه با او دم برابرى زند . هر چه را جامهء وجود بر تن باشد به عدم سپارد به گونه اى كه ، موجودش چون معدوم باشد . فناى جهان ، پس از آفرينش آن شگفتتر از پديد آوردن آن نيست . چگونه چنين باشد كه اگر همهء جانداران از پرندگان و ستوران چه آنها كه در اصطبلها و آغلهايند و چه آنها كه در چراگاهها ، از هر جنس و از هر سنخ و همهء مردم چه نادان و چه زيرك ، گرد آيند تا پشه اى را بيافرينند بر آن قادر نتوانند بود . حتى طريق آفريدن آن را هم نمىدانند . و عقلهاشان در شناخت آن حيران شود و سرگردان ماند و نيروهايشان عاجز آيد و به پايان رسد و زبون و خسته بازگردند . در حالى كه ، به شكست خود معترفاند و به عجز خود در آفرينش آن مقرّند و به ناتوانى خود در نيست كردن آن اذعان كنند . خداوند سبحان ، پس از فناى دنيا يگانه ماند و كس با او نباشد ، همان گونه كه در