خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
537
نهج البلاغة ( فارسي )
برپاست ولى نه به نيروى تكيه گاه . ذهنها دريابندش ولى نه از راه حواس . آنچه ديده شود گواه وجود اوست ولى نه آنسان در آنها حاضر باشد و به چشم آيد . انديشهها به او احاطه نكنند . بلكه جلوه اى نمود تا به وجودش معترف شوند و به تعقل دريابند كه ادراك كنه ذاتش ممنوع است و بدين ترتيب ، آنها را بر انديشههاى باطلى كه مدعى احاطهء ذات او بودند ، حاكم و داور قرار داد . بزرگيش به گونه اى نيست كه داراى ابعاد باشد و اين ابعاد سبب بزرگى جسم او گردند و عظمتش به گونه اى نيست كه غايات به او خاتمه يابند و او را در حالى كه ، داراى جسد است ، بزرگ نشان دهند . بلكه ، شأن او و سلطنت او بزرگ است . و شهادت مىدهم كه محمد ( صلى الله عليه و آله ) بندهء او و رسول برگزيدهء او و امين پسنديدهء اوست . او را فرستاد با حجتهاى الزام كننده و پيروزمنديى آشكار و راهى روشن و رسالت خود را تبليغ كرد و به آن حق و باطل را از هم جدا نمود . و مردم را به راه راست هدايت نمود و خود راهنماى ايشان بود . پرچمهاى هدايت و چراغهاى روشن را برافراشت . و رشتههاى اسلام را استوارى بخشيد و دستگيرههاى آن محكم ساخت . از اين خطبه [ در صفت آفرينش اصناف حيوانات ] اگر در عظمت و بزرگى نعمت بارى تعالى مىانديشيدند ، به راه راست بازمىگشتند و از عذاب آتش مىترسيدند . ولى دلها بيمار است و ديدهها عيبناك . آيا به خردترين چيزى كه آفريده است ، نمىنگرند كه چسان آفرينش او را استوار داشته و تركيبش را محكم نموده برايش چشم و گوش پديد آورده و استخوان و پوست ترتيب داده است . به آن مورچه بنگريد ، با جثّه خرد و اندام نازكش ، آن چنان خرد كه نزديك است كه به گوشهء چشم ديده نشود و به نيروى انديشه ، آفرينشش به تصور درنيايد كه چگونه بر روى زمين مىرود و روزى خود به دست مىآورد و دانه به سوراخ مىكشد و در انبار خود مهيا مىدارد . در فصل گرما براى فصل سرماى خود دانه مىاندوزد ، و به هنگام در آمدن ، راه دوباره بازگشتن را به ياد دارد . خداوند روزيش را ضمانت كرده و آنچه موافق حال اوست به او عطا كرده است . دادار نعمت دهنده از او غافل نشده و