خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
535
نهج البلاغة ( فارسي )
226 سخنى از آن حضرت ( ع ) به هنگام غسل دادن و كفن كردن رسول الله ( ص ) فرمود : پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله . با مرگ تو رشته اى گسسته شد كه با مرگ ديگران گسسته نشده بود : رشتهء نبوّت و اخبار غيبى و آسمانى . حادثهء خاصى بود مرگ تو . به گونه اى كه آنان كه به مصيبت مرگ تو دچار شدند ديگر مصيبتها را از ياد بردند و همگان يكسان در مصيبت مرگ تو عزادار شدند . اگر ما را به شكيبايى فرمان نداده بودى و از گريستن و زارىكردن منع نكرده بودى ، آن قدر مىگريستيم تا سرشكمان را به پايان رسانيم . درد جدايى تو در رفتن درنگ مىكند و رنج و اندوه تو چون يار سوگند خورده اى همواره با ماست . در سوگ تو ، هر چه بيقرارى كنيم ، باز هم اندك است ، ولى مرگ چيزى است كه كس را ياراى راندن و توان دفع كردن آن نيست . پدر و مادرم به فدايت ، ما را نزد پروردگارت ياد كن و ما را در ياد خوددار . 227 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) ستايش خداوندى را كه به حواس درك نشود و هيچ مكان را گنجاى او نيست و هيچ چشمى نتواندش ديد و هيچ پرده اى نتواندش پوشيد . به حادث بودن آفريدگان خود بر قديم بودنش راه مىنمايد و به پديد آوردن آنها بر هستى خويش گواهى دهد . همانند بودن آفريدگانش به يكديگر ، دليل بر بىهمانندى اوست . خداوندى كه در هر وعده كه دهد صادق است و فراتر از آن است كه بر بندگان خود ستم روا دارد . با آفريدگان خود به عدالت رفتار مىكند و هر حكم كه مىدهد از روى عدالت است . حادث بودن اشياء بر ازليّت او گواه است و موسوم بودنشان به ناتوانى دليل بر توانايى او ، آنها به فنا محكوماند و اين نشانهء بر دوامبودن اوست . يكى است اما نه به عدد ، جاويدان است ولى نه به مدت .